X
تبلیغات
تبریز

تبریز

تبریز

HAARP 2

چند نکته در مورد قرمز شدن دریا که در مقاله ذکر شده بود برای اطلاعات بیشتر دوستان ذکر یادآوری کنم .

پدیده که که قرمز شدن دریا اشاره شد مربوط به پدیده " کشنده قرمز Red Tide " است .





اماسخنان رئیس پژوهشکده میگوی ایران:  کشند ه قرمز گونه ای از پلانکتون استکه تولید سم نمی کند ، تا آبزیان را آلوده کند ، فقط در زمانی که بیش ازحد رشد کند با جذب اکسیژن موجب خفگی آبریان میشود. وی فاضلاب های صنعتی وشهری را عامل رشد این پدیده دانست و گفت کشند قرمز خطری برای خلیج فارسندارد و پژوهشکده میگو ایستگاه هایی برای کنترل این پدیده در مناطق مختلفایجاد کرده است.پدیده کشند قرمز یا شکوفایی جلبکی از اوایل آبان امسال ازسواحل جنوبی خلیج فارس به طرف آبهای کشورمان گسترش یافت . با فرارسیدن فصلگرم بر شدت رشد این پدیده افزوده می شود. کشند قرمز نخستین بار 90 سال پیشدر سواحل آمریکا دیده شد .

متاسفانه " کشنده قرمز " به ویژه این اواخر مشکلاتی برای محیط زیست و هموطنان جنوبی ما به ویژه ساکنین بندرعباس ایجاد کرده است.

پدیده کشنده قرمز در سواحل هرمزگان
http://www.mardomak.org/news/s/6944

قرمزي سواحل هرمزگان، مدارس راتعطيل كردhttp://www.tabnak.ir/pages/?cid=31644

اختصاص بودجه برای پدیده کشنده قرمز
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=35680


معاون دامپزشکي بوشهر: پديده کشنده قرمز وارد آبهاي اين استان شده استhttp://www5.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=272863

با سرچ در اینترنت درباره این موضوع مطالب بیشتری برای مطالعه وجود دارند

http://www.soliaqua.blogfa.com/cat-32.aspx
ولي ديروز به طور اتفاقي يه چيز جالب كشف كردم. تو بررسي هائي كه در مورد هارپ داشتم چند فيلم ديدم كه توش تصاويري از نورهاي شبيه رنگين كمان تو آسمون چينقبلاز زلزله سيچوآن سال گذشته مشخص بود . حالا نكته جالب اينه كه باديدننورهاي رنگي ياد رنگين كماني افتادم كه دقيقا پارسال اوايل ارديبهشتتويآسمون چين و از پنجره هواپيما ديدم . يعني چند روز قبل از زلزله سيچوان.جالبه كه اين رنگين كمونهاي هم مركز به شكل چند دايره و تو ارتفاعزيادبودن و باعث شدن من چند عكس ازشون گرفتم . حالا اين عكسا رو ببينينوخودتون قضاوت كنيد . من كه تا اون موقع همچين چيزي نديده بودم و هيچدليليبراشون پيدا نكردم . نكته جالب ديگه اين بود كه با وجود هواي صافوقتي بهاز گوانگجو به پكن رسيديم ناگهان طوفان و گردباد عجيبي روي باندپكن درستشد كه نزديك بود به ملكوت اعلا بپيونديم . من كه تا اون زمانهمچين فرودوحشتناكي رو تجربه نكرده بودم .  
http://www.postimage.org/image.php?v=aVhemJr

 
سلاح خفا بیشتر از بمب اتمی قدرتمند.

30th خرداد 1908 در یکانفجار، زمین شناسی ، قدرتمند تر از هر نوع در تاریخ بشر ، حتی به روزحال حاضر ،بالا رخ داده است در بالا به بیابان شمالی از راه دور و سیبریدر Tungusta.در انفجار معادل یک تا پانزده میلیون تن ترینیتروتولوئن ،پنج صد هزارهکتار مربع زمین ، یک منطقه به اندازه یک شهر بزرگ مانند مسکو،instantaneously شده بود و به طور کامل تخریب می شود. [1]

تعدادیاز نظریه های معتبر و باور نکردنی شده اند پیشنهاد به توضیح معروفانفجارTungusta ، اما از سال 1908 ، که در قرن است که از این واقعه گذشت،دانشمندان شده اند قادر به پیدا کردن مدارک
برای حمایت از هر یکازتوضیحات پیشنهادی. در آن زمان ، یک دانشمند مشهور به نام نیکولا تسلاادعاکرد مسئولیت این حادثه ، اما inexplicably از این واقعیت است که عمومرادریافت و یا هرگز
توجه به نظر می رسد که آن را به شایستگی. تسلاشدهبود به انجام آزمایش های موفق با یک تکنولوژی نظامی جدید برای انتقالبیسیم به میزان زیادی از انرژی از طریق امواج رادیویی -. زیر
انفجاربزرگ Tungusta آقای تسلا بیان کمک بزرگی است که هیچ یک از تجربه اورا بهقتل کرده است. او تصمیم گرفت که در آزمایش های خود را بیش از حدخطرناکبودند برای ادامه و بلافاصله او را از میان بردند
ماشین [2]

گزارشهای متعددی جدی آشکار است که دانشمندان مختلف دیگری نیز انجام شدآزمایشموفق در انتقال انرژی بی سیم در سراسر سال 1908 ، اغلب موجب انفجاربزرگ بااستفاده از دستگاه کنترل از راه دور. به عنوان مثال ، در ماه اوتسال 1913که فیزیکدان برجسته فرانسوی مسیو Giulio Ulivi یک مخاطب ازافسران عالیرتبه نیروی دریایی فرانسه در یک تظاهرات از "به مرگ او را تحتتاثیر اشعه"تکنولوژی توسط انفجار مین در بندر Trouville. [3]

در مصاحبه ای فوق العاده در مورد سلاح خود ، تسلا یک بار گفت :

   "اختراع من نیاز به یک کارخانه بزرگ ، اما پس از آن برقرار شد
   از آن خواهد شد ممکن است برای تخریب هر چیزی ، مردان و یا ماشین آلات ،
   نزدیک شدن در درون یک شعاع 200 مایل. از آن خواهد شد ، پس به صحبت می کنند ،
   ارائه یک دیوار قدرت ارائه یک مانع در برابر شکست ناپذیر
   هر گونه پرخاشگری موثر است. "

شواهداخلال در نظامی که ایالات متحده به انجام آزمایش های جدید با تسلافناوریانتقال انرژی بی سیم وجود دارد. یک جستجوی وب اساسی برای کلماتکلیدی مانند"تسلا" و "کویل" نشان میدهد که فیزیکدانان سرگرمی را در سراسرجهان به بازیبا تکنولوژی تسلا در مقیاس کوچک در sheds باغ خود ، به صدهانفر از صفحهاصلی صفحات شخصی با افتخار شهادت دادن. [4] در چنگ پروژه ،واقع در یک
آمریکاپایگاه نظامی در ایالت آلاسکا است rumoured به درحال توسعه یک دستگاه مدرنو در یک مقیاس وسیع برای انتقال payloads عظیمیاز انرژی را به نقاط دور.[5] در نظریه سلاح چنگ می تواند مورد استفادهقرار گیرد ، به آنها انتقالانرژی بیش از یک انفجار هسته ای را به درستنقطه focussed در هر نقطه رویزمین. یک موشک هسته ای زمان برای مسافرت بههدف خود ، حامل مقدار محدودی ازانرژی ، و می توانند تیرباران کرد. تسلا'sاعتصابات انتقال فن آوری های بیسیم در سرعت نور ، نامرئی است ،unstoppable ، و می تواند یک مقدار انرژیاست که جز به اندازه نیروگاه ونامحدود است که در آن رها
دستگاه عمل.
 
 

اولا بایداشاره ای کنم همانطور که همه ما می دانیم جایگزینی یک طرح عظی مبه جای یک طرح فرسوده یا نسل قبل نیاز به ماهها و سال ها زمان دارد و کاری لحظه ای نیست.
در مورد استفاده از ربات ها در جنگ عراق و افغانستان امری مشهود برای همه ماست اما ایا امریکا همه سربازان خود را با ربات ها تعویض کرد؟اصلا ایااین کار ممکن هست؟البته هست اما باید به 2 منظر نگاه کنیم اولا زمان زیادی صرف خواهد شد و ثانیا مخارج فوق العاده ای در پی خواهد داشت.باید قیمت تمام شده این رباط ها از قیمت خون سربازان امریکایی کمتر باشد،در غیراینصورت صرفه ای ندارد.یک مثال کلی دیگر می زنم . یک طرح یا پروژه آزمایشگاهی چه زمانی به توسعه و تولید کارخانه ای در می آید؟ ... زمانی که از نظر اقتصادی به صرفه باشد . به موضوع اصلی بر می گردیم . اولا این گونه پروژه های نظامی هنوز در مراحل آزمایشگاهی هستند (می توانید با کمی گذاردر اینترنت به خبرهای کوتاه در مورد پروژه های جاری نظامی کشورها پی ببرید) یعنی نیاز به بهسازی و دقت و عملکرد بالاتر دارند.
این را هم بگویم که پروژه های بسیاری هم بوده اند که یک پله مانده ب هاجرای عمومی لغو شده اند مثلا پروژه مونتاک یا پروژه ی کنترل ذهن از راه دور (می توانید نمونه ای از عملیات این پروژه را در فیلم suspect zero نیزمشاهده کنید که البته نمونه اغراق آمیز این پروژه است) . پروژه haarp هم ممکن است جزو عملیات شکست خورده به حساب آید مخصوصا این روزها که صدایش بلندتر به گوش می رسد! اما این را در نظر بگیرید که اولا سلا ح های نسل سوم بسیار نو پا هستند و بسیار هم تولید آنها پر هزینه و حتی پر ایراد هست.
حتی عده ای معتقدند سیل و زلزله سونامی ناشی از اشتباه محاسباتی مسببین هارپ بوده است که البته این تنها یک گمانه زنی است و بنده خود تاییدی نمیکنم،اما دور از ذهن هم نیست.در اینکه این پروژه و امثال اینها هنوز مراحل آزمایشی را طی می کنند شکی نکنید.با تمام این توضیحات به این نتیجه میرسیم که امریکا هنوز هم شدیدا نیاز به تولید سلاح های نسل دومی دارد . حتی تولید و ساخت چاقو !!! چون هنوز هم این سلاح ها ساده ترین و مطمءن ترین وبه صرفه ترین سلاح ها هستند . هم برای امریکا هم برای باقی کشورها . اماهمانطور که قبلتر هم اشاره کردم ما تا چند سال آینده وارد عصر جدیدی ازسبک جنگ خواهیم شد که اولا در آن کشتار مردم بی گناه کمتر خواهد شد وثانیا استفاده از نیرو های انسانی به حد اقل ممکن خواهد رسید . یادمان باشد که یکی از ترفند های قدیمی مخفی نگهداشتن اطلاعات ، فاش کردن آن است! آلمان قبل از شروع جنگ جهانی دوم یکی از مدرنترین هواپیما های آن دوران خود را در نمایشگاهی در پاریس به نمایش گذاشت.همه ی بینندگان و مردم ازکنار این تیزروی آلمانی با لبخند عبور می کردند و بی خبر ار آنکه چند سال آینده این مدل هواپیما خط اصلی جنگهای هوایی را هدایت خواهد کرد! خیلی هامعتقد بودند که با آگاهی از چگونگی سیستم  این جنگنده می شد نیروی آلمان را غافلگیر کرد .حال متاسفم که همین بلای پنهانی ناشی از آشکاری در موردهارپ هم تکرار شد.سعی می کنم در آینده توضیحات و توجیحات علمی این وسیله را بیشتر توضیح دهم و از باقی دوستان هم نهایت قدر دانی را دارم که کمک فراوانی به افشای این حقایق می کنند.مطلب دیگر راجع به این بود که فرمودندما امریکارا بزرگ می کنیم و اینگونه سخنان. بسیاری از توضیحات را خود میدانید اما محض یاد اوری به کوتاه توضیحاتی بسنده می کنم .
اولا که امریکا از نظر موقعیتی که الان به ان دست پیدا کرده (منظور سرمایه داری ،دموکراسی ،قدرتی و ...)بسیار کشته ها داده و مردم امریکا از تمام ملل و اقوام سالیان جنگیده اند و جنگیده اند با تمام مشکلات و سالیان سال قوانین ساخته اند و پرداخته اند تا امروز امریکایی اینچنین را شاهد هستیم.ساخنار دولتی و نظامی امریکا و مخصوصا سیستم گزینش افراد در امریکا سیستمی واقعا نزدیک به "گزینش بر مبنای لیاقت" هست. به همین خاطر امریکا، معدن یابه قولی سفره ی بزرگ و پهناوری شد برای جذب نخبگان اقصی نقاط دنیا . ای نجاذبه، تاریخی به بیش از 1 قرن پیش دارد . این را هم بدانید امریکا همیشه در جذب نخبگان از تمامی کشور های دنیا چند قدم جلوتر بوده . در این سالیان زیاد امریکا با گرد اوردن این نخبگان به پای سفره ی پهناوری شامل یک دیس بزرگ امکانات ،یک سبد پر از سرمایه و احترام  و بشقابهایی پر از پول (!) ،محیطی گرم و صمیمی برای به خدمت گرفتن آنها فراهم کرد.دانشمندان و نخبگان از اطراف دنیا در کنار یکدیگر تلاشی بی وقفه را آغاز کردند تا  هر روزگامی بزرگتر در جهت پیشرفت تکنولوژی و اسایش بشری را بر دارند.اینطور شدکه ناسا ، IBM ، MICROSOFT و امثال اینها جلودار تکنولوژی هایی شدند که ازدل امریکا بر خواسته اند ... از امریکایی صحبت می کنم که امروز پروژه هارپ را به کمک تلاش همین نخبگان ساخته است . ما واقعا نمی توانیم منکر ابرقدرت بودن امریکا شویم . هر چند که در جنگهایی شکست خورده ، و مثل خیلی ازکشور های دیگر اشتباه های بزرگی مرتکب شده اما تقریبا تمامی مفسران دنیامعتقدند که امریکا ی هزاره سوم وارد عصر پست مدرن شده چه در عرصه ی نظامی وچه در عرصه های دیگر. پس بیایید از بزرگ بودن امریکا فرار نکنیم . یک مطلب مهمتری را در انتها اشاره کنم و با عرض پوزش بابت این زیاده نویسی ام سخنانم را تمام می کنم . امریکای امروز به نقطه ای رسیده است که دلیلی برای دامن زدن به جنگ ها نمی بیند . یعنی  دلیلی وجود ندارد که امریکابرای ما خطر باشد ، مگر اینکه ما برای آن باشیم.به عبارت دیگر به نظر شخص بنده امریکا تا زمانی که سرش سرما نخورد ، کلاه و سلاح بر تن نمی کند! این اخلاق تاریخی امریکا و اصولا سیاست های امریکاست . بنابراین بهتر هست که خیلی هم به پروژه هارپ منفی نگاه نکنیم در حالی که بدانیم می تواند سلاح مرگباری هم باشد.اصولا لزوما دلیل چندانی برای استفاده مرگبار از این تکنولوژی  آن هم علیه مردم ایران وجود ندارد.آمریکا این روزها به نقطه ای از درک سیاسی رسیده است که نه تنها جلوی پیشرفت باقی کشور ها را نمی گیردبلکه کمک هم می کند اما شرط آن عدم تخریب امنیت ملی دولت  و مردم امریکاست که متاسفانه رعایت نمی شود نمونه اش دستیابی برخی کشورها به سلاح اتمیست.حال می دانید که اگر از جنبه های منفی آنتن های هارپ صرف نظر کنیم چه خوب می شد که بتوان در تهران ابر های بارانزا ایجاد کرد ! یا جاهای خشک کشورمان . اصلا از کجا می دانید شاید با خارج شدن این پروژه از مقاصدنظامی بتوانیم سالهای خشکسالی کمتر ، جنگل های بیشتر داشته باشیم.حتی شایدبتوان انرژی جمع شده در گسل های ایران را با اطلاع آماده باش قبلی تخلیه کرد!اینطور می توانیم زلزله را دور بزنیم .... اما اینها دیدگاه های مثبت بود ... در کل اینکه آگاه باشید و به همه شما قول می دهم که دستیابی احتمالی لا اقل امریکا به سلاح های نسل سوم یا لیزری صرفا جنبه دفاعی داردنه برای تسخیر دنیا . در عالم پست مدرن "جنگ برای تسخیر دنیا "جای خود رابه "الگو شدن برای سایرین" داده است . در آینده بیشتر به توجیه علمی هارپ خواهم پرداخت . البته به طور دقیق نمی توان تحلیل کرد زیرا برخی ازفرمولها و نکات علمی از بازه ی معلومات ما خارج است و زمانی فاش خواهند شدکه از زبان سازندگان هارپ بیان شود کما اینکه بدون شک مقالاتی از بیان این دانشمندان بصورتی تک صفحه ای و کم یاب در اینترنت یافت خواهد شد که ازباقی دوستان خواهش می کنم در ترجمه و یافتن این مقالات کمک کنند ، بدون شک بهره مند خواهیم شد .

در باره این سیستم وتکنولوژی اون من شخصا معتقدم پیشرفته ترین تکنولوژی لزوما پیچیده ترین نیست وباید گفت که این سیستم از اصول وتکنولوژی نسبتا ساده وقدیمی اما تقویت شده بهره میبره .من تحصیلات زیر دیپلم دارم اما دارم سعی میکنم مدار این سیستم رو به صورت ساده شده ای آنالیز کنم .
برای پی بردن به اصول کار کرد این مدار باید به دستگاههای لرزه نگار معمولی که در خدمن سازمان زمین شناسی ووزارت نفت و وزارت صنایع ومعادن مراجعه کنیم .در این سیستمها مقداری انرژی الکتریکی با حداکثر 20 یا 30 وات به امواج رادیوئی تبدیل وبعد امواج صوتی بر روی اونها سوار میشه که تو الکترونیک به این کار مدولاسیون گفته میشه وبعد از ارسال امواج ومقایسه امواج برگشتی به وجود معادن ومنابع نفتی وهمچنین وضعیت منطقه از لحاظ زمین شناسی پی میبرند ..این تکنولوژی در ایران وجود داره ونمونه اون ساخت ماهواره مصباح برای سنجش از دور میباشد.
تو مقاله بالا اشاره شده بود که در این سیستم هارپ از توان یک تا ده میلیارد وات استفاده میشه .خوب اگر بخواهیم این مطلب رو تجزیه کنیم میبینیم که مثلا برای تهیه توان یک میلیارد وات معادل 10 هزار مگاوات باید برق تولیدی 10 نیروگاه 1000 مگاواتی رو برای مدت یکی دو ساعت به این شبکه متصل کنیم .کاملا مشخصه که تبدیل این مقدار برق به امواج رادیوئی ازعهده سیستمهای الکترونیک خارج بوده وباید یک مجموعه صنعتی خاص ایجاد بشه مثلا به جای خازنهای ظریف باید از صفحات بزرگ مسی یا کریستالی و چیزهای دیگه ای مثل سیم پیچها و... استفاده بشه و با استفاده از رایانه بر این مجموعه نظارت بشه نمیدونم تونستم منظور خودمو برسونم یا نه
بعد از این مرحله باید عمل مدولاسیون امواج صوتی بر روی این حجم عظیم امواج رادیوئی با توان بالا انجام بشه .ضمنا به نظر میرسه که بالا بودن تعداد آنتنهای این سیستم هم به مساله تقسیم توان خروجی بر روی فرستنده های بیشتر مربوط باشه .اگر به تصویر آنتنها دقت کنید متوجه میشید که علاوه بر میله های بلند احتمالا ساخته سده از آلیاژهای فشرده شده آلمینیوم قطعات سیاه رنگی شبیه مغره های برق اما با شکل متفاوت روی این آنتنها وجود داره که برای افزایش تحمل آنتنها نسبت به توان بالای امواج وجریان الکتریکی ميباشد

تکنولوژی این سیستم میشه گفت شبیه به رادیوی موج کوتاه (SW)
امواجرادیوی موج کوتاه یا HF میتونه در هر نقطه ای از دنیا شنیده بشه چون امواجبا طول موج کوتاه توسط اتمسفر زمین بازتاب داده میشه، ولی امواج دیگه مثلVHF یا UHF از این خاصیت برخوردار نیستن.
در مورد چگونگی تولید اینتوان بالا هم باید بگم که برای تولید توانهای بالای فرکانس رادیویی دیگهاز ترانزیستور استفاده نمیشه، بلکه این توان بالا توسط لامپهای الکترون کهبه لامپهای فرستنده معروف هستند تولید میشه.
بطور مثال لامپ نمایش داده شده در تصویر زیر میتونه بیش از 60 کیلو وات توان خروجی داشته باشه!!!

اینرو هم بد نیست بدونید که مدار یک فرستنده لامپی بسیار ساده تر از مدار یکفرستنده ترانزیستوریه چون در یک فرستنده لامپی اکثر کارها درون لامپ انجام میگیره.
http://forum.ganjineh-danesh.com/viewtopic.php?f=86&t=20392
+ نوشته شده در  89/02/16ساعت 20:50  توسط rasoooooooooooool  | 

HAARP

این نوشته رو گذاشتم اینجا تا بلکه کسایی که هنوز چشماشونو باز نکردن و نمی دونن ما تو چه قرنی زندگی میکنیم یکم از خواب غفلت بیرون بیانو ببینن که این آمریکا (بده) چطوری از علم خدا استفاده می کنه ما هم سر دین خدا و منافق و همچی درگیری داریم الا علم وقتی هم بحث علم میشه میگیم پیشرفت کردیم انرژی هسته ای داریم سکوی پرتاب ماهواره ( با کمک دیگر کشور ها داریم به نام خودمون تمومش میکنمیم) تازه این که چیزی نیست گوسفند هم تو آزماشگاه تولید میکنیم اما اینا دیگه علم های دست دوم هستن علم هایی که داره دست همه توش باز میشه . آهای اونایی که سر دین و منافق و خواص در گیری دارید آهای اونایی که رای انتخابات تون به قول خودتون گم شده با هر دو دسته هستم . برید قران بخونید . پبغمبر ۱۴۰۰ سال پیش حرف اولش علم بود گفت امت اسلامی باید به روز ترین سلاح ها رو برای مقابله داشته باشه امروز ما چی داریم ؟ اژدر ، شهاب ۳ و اسباب بازی هایی از این قبیل حالا حرف منو قبول ندارید اینا اسباب بازیه این متنو بخونید متوجه میشید !
هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است. ولی در واقع “پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن”  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.

به صدای هارپ گوش دهید

( توضیح آنکه: جنگ هایی که از  امواج “رادیویی”، “لیزر” و “نیروی مغناتیس” برای صدمه به نیروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و این اسم را از فیلم  Star War گرفته اند)

آیونوسفیر چیست و کجاست؟

لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.


این لایه تشعشات خطرناک “ماورای بنفش” و “اکس ری” خورشید را  جذب کرده  و مانند سقفی از ورود آنها به زمین جلوگیری می نماید تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دلیل محیط الکتریکی موجود در آیونوسفیر  از این لایه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دلیلی دچار اختلال شود تاثیرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زیستن را مختل می کند.

لایه آیونوسفیر چه ارتباطی به هارپ (HAARP) دارد؟

سیستم هارپ (HAARP) طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثیر مستقیم داشته باشد. از نمونه های این تاثیرات قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه را میتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ۵٠/٢٣متر) تشکیل و برروی زمینی وسیعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گردیده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه  ELF/ULF/VLF را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.


آنتن های هارپ (HAARP) در آلاسکا


اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آیونوسفیر و بازگشت به زمین قادر اند نه تنها به عمق دریا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمین نیز وارد میشوند و عملکرد آن بمانند “رادیو ترموگرافی” (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژیست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی یک موج کوتاه “رادیو ترموگرافی” به داخل زمین فرستاده میشود به لایه های مختلف برخورد کرده و آن لایه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز میگرداند و ژئولژیست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زیرزمین را شناسایی کنند.

با این تفاوت که رادیو ترموگرافی سیستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لایه های زیر زمینی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سیستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لایه های زمین را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟



از نمودار فوق متوجه می شوید که آیونوسفیر گداخته شده (به رنگ قرمز دیده می شود) و سپس مثل یک قلب شروع به تپش میکند و از این تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه تولید شده که پس از اصابت به زمین به  داخل آن نفوذ مینماید و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از این فرکانس فوق کوتاه و نیرومند، زمین زلزله و خرابی تولید میگردد.

برای درک چگونگی ایجاد زمین لرزه یک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت میکند، اول تارهای صوتی او میلرزند (مثل لرزش های ایجاد شده در آیونوسفیر). از این لرزش فرکانس صوتی تولید شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را میلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لایه های زیر زمین به سبب اصابت فرکانس های تولید شده از آیونسفیر) و سپس در گوش صدا تولید شده و شنونده آنرا به شنود.

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ “با ویژگی معادن یابی” برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و یک ترموگراف برای این کار کافیست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را میتوان برای هارپ به شمار آورد.

ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آیونوسفیر، پس از ورود به عمق دریا میتوانند صدمات جانی برای موجودات دریایی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زیراند:

١-  ایجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتس به توسط  آیونوسفیر، که با برخورد امواج هارپ تولید شده و سپس به زمین فرستاده می شود و تا اعماق ٣۵ کیلومتری زمین نفوذ نماید که پس از برخورد  به لایه های مختلف زیر زمینی تولید صدا نموده و در پی آن ایجاد زلزله می نماید.      برای تعاریف “فرکانس باند” ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چین در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.       فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.



٢-  با قابلیت تکنولوژی “ترموگرافی” می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ایجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سیل ها، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

۴- انتقال نیروی برق از محل تاسیسات هارپ به نقطه ی دیگر از زمین و همچنین انتقال  برق از زمین به ماهواره ها.

۵- ایجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ایجاد “غش” و تولید  ”وهم” در مغز انسانها.

۶- ایجاد اختلال در جریان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپیوتر هواپیماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئینگ (Boeing) در این رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زیر دریایی ها و غیره.

٧- ایجاد انفجار های عظیم زیر زمینی با قدرت بمب های اتمی و بدون تولید اشعه های رادیو اکتیو (Radioactive).

٨- اختلال درعملکرد طبیعی آیونوسفیر که چرخش زمین را در کنترل دارد. احتمال بسیار میرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثیراتی در حرکت چرخشی زمین ایجاد گردد، بدین صورت که یا چرخش را سرعت بخشیده و یا کند نماید.

٩- ایجاد دیوارهای رادیویی ضد هواپیما و ضد موشک.

می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با این تکنولوژی جدید کاملا متروکه به شمار میایند به گونه ای که “هارپ” میتواند با یک عملکرد کلیه کامپیوتر های یک هواپیما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه میشوید هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهدید و یا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در این صورت برای جلوگیی از مزاحمت احتمالی کشور همسایه برای آنها زمین لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در این مقاله ما فقط  به نکته ١، یعنی فقط در رابطه با ایجاد زلزله بتوسط  هارپ اشاره میکنیم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت “پژوهشگاه زلزله شناسی ایران“  به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای ۳ ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.



همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان میدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

۴/۶٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با :   ۴/٢٠۶ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت “جی ان اس - نیوزیلند” به دست آوردم.


٣/١۵۵٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

٢/١۵٢٠۶  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخیر برابر با : ۴۶/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زیر از از وب سایت “مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا” به دست آمده است.



٩/۴٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

۴/١٨۶۵٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با : ٨/٢٩٠


چرا درصد زلزله ها در عمق ١۴ کیلومتر در ایران اینگونه بالا رفته اند؟

در حین جستجو ها به یک عدد ویژه ای برخورد کردم که به نظرم  غیر واقعی رسید. سئوالی برایم پیش آمد که چگونه اغلب زمین لرزه ها در چند سال اخیر در ایران در عمق ١۴ کیلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمین لرزه ها در این عمق یا صفر بودند و یا حد اکثر تا دو درصد.


یاد آور می شویم:  زمین لرزه های خطر ناک در لبه های “رگه گسل”  یا “Fault lines” تولید میگردند.

ارگ بم چه شد؟


بم بعد از ٢٠٠٠ سال ایستایی؟!


در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام  ”عادل کهن” (adelkohan)  در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم  که در زیر مشاهده می کنید:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از ۳ ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه…

برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجا اشاره کنید.



این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.


دلفین های چه شدند؟


در سال ١٣٨۶ , ١۵٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه “خودکشی” کرده اند، یا اینکه به خاطر “فعالیت های صیادی” مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب “علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر که یک ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این کارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود،  ‘عوامل طبیعی’ اعلام کرده‌اند که در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد که در نتیجه آن یکی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یکی از آن‌ها برای شکار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل که شیب ملایمی دارد، گیر کرده‌اند.” ٢/١٢/١٣٨۶


آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس “هارپ” نیست؟


آیا این اثر سوختگی نیست؟


هارپ (HAARP) یک پروژه ایست که مسئولین اعلام کردند برای “بررسی و تحقیق” درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع این یک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم “هارپ” در کشورهای گرین لاند، نروژ، روسیه و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سیستم رادیویی هواپیما ها و نهایتا سقوط آنها استفاده میگردد.

نتایج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات رادیویی هارپ باعث سرخ شدن لایه آیونوسفیر شده و این لایه را  به نوسان در می آورد.

این نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس

(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency   ELF/ULF)  نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمین، زمین زلزله ایجاد می کنند.

با توجه به ازدیاد درصد زلزله در سطح ایران در دهه اخیر نسبت به دهه پیشین که متجاوز به ۴/٢٠۶ % بوده است میتوان به وجود تاثیرات دیگری در ایجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه این ازدیاد پس از آغاز فعالیت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.

برای پیشگیری و دریافت پیش اخطار از این قبیل زلزله ها میتوان ایستگاهایی در حوزه های وسیع تاسیس و بکار گرفت و با اندازه گیری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به  بروز  این زلزله پی برد.

زمان دریافت پیش اخطارهای ELF بین ١۵ دقیقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغیر است. زلزله ی چین ۳۰ دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.

اندازه گیری فرکانسELF/ULF  در جاهایی که خالی از فرکانسهای مزاحم دیگر از قبیل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ایستگاه های رادیویی و تلفنی میباشد، انجام پذیر است.

نمونه ای از یک دستگاه ELF/ULF  سنج دستی و یک دستکاه Magnetometer را در زیر مشاهده میکنید. برای اطلاعاب بیشتر بر روی آنها اشاره کنید.



ویدیوها و کتاب هایی از محققان خارجی به زبان انگلیسی:

در مورد “هارپ” کتابی بنام  Angels Don’t Play This HAARP بتوسط Dr. Nick Begich  نوشته و بر مبنای آن دو ویدیو،  یکی در سال ۱۹۹۵ بنام  Angels Don’t Play This HAARP و ویدیوی دیگری در سال ۲۰۰۸ بنام  Angels Still Don’t Play This HAARP تهیه شده است.

در مورد جنگ ویتنام (Vietnam) و باران های سیل آسا و دستکاری آب و هوا به توسط آمریکا (اغلب باران های استوایی از طریق ماهواره و سمپاشی از هواپیما بر روی ابر ها ایجاد می شدند) آقای دکتر  باب فیتریکاس (Dr. Bob Fitrakis) کتابی بنام Weather Modification & Full Spectrum Dominance نوشته و فیلمی از کنفرانس خود در این زمینه  تهیه کرده که بخشی از آن را در کلیپ ویدیویی بنام THE MAD WHITE HOUSE WILL USE LASER WEAPONS میتوانید مشاهده کنید.

مقاله ای در مورد عملکرد هارپ در دانشگاه استانفورد (University of Stanford) به نام HAARP PROJECT تهیه شده است که فقط به جنبه تحقیقاتی هارپ نگاه می کند و به جنبه های غیر انسانی آن توجهی نشده است.

سوالی به بقاء موجودیت و در آینده ای نه چندان دور؟ به اینجا HAARP WORLDWIDE اشاره کنید.

برای پیوند های مطالعاتی امواج رادیویی زیر فرکانس ۲۲KHz به اینجا اشاره کنید.

دومای روسیه به هارپ چگونه فکر میکند؟

اعتراض شرکت  بوئینگ (Boeing) به هارپ در این رابطه بخوانید.

+++ فیلم: دانلود کنید(بافرمت۳gp) یا در یوتیوب ببینید:http://www.youtube.com/v/MnRPZOUVhJ4

+ نوشته شده در  89/02/16ساعت 20:20  توسط rasoooooooooooool  | 

موارد جدید در مورد تبریز

مقدمه:

تبریز شهری که نامش از دیرباز آشنای اهل سیاحت در اقصی نقاط جهان بوده و هست و در میان قراء مسلمین به قبه الاسلام مشهور گشت و در طول جاده ابریشم غرب را با شرق پیوند داد و دروازه مشرق زمین خوانده شد، ربع رشیدیه این شهر شیفتگان علم و اندیشه را از چهار سوی ممالک اسلامی به خود فراخواند. شنب غازانش با ابنیه باشکوه خویش چشم ها را خیره ساخت، رونق اتقصادش بزرگترین بازار آن زمان را پی افکند. در پهنه هنر صاحب مکتب گشت، مکتب تبریز هنر آن دوران را متحول ساخت. واضح خط نستعلیق میرعلی تبریزی از این شهر بوده است که عروس خطوط اسلامی را بیاراست. این شهر طی اعصار متمادی مأمن عرفا و شعرای بنام گشت و از آن رو دارای مقبره الشعراء است.

تبریز شهر حماسه ها و قیام ها، همواره در ادوار مختلف به تلألو بوده و هست. نهضت تنباکو را پی افکند. مشروطه را به کشور عزیزمان ارزانی داشت، بعد از سال های بحرانی ۲۰ الی ۲۵ در سال ۱۳۳۲ و ۱۳۴۲ حضور بارز خود را به اثبات رساند و سرانجام قیام شکوهمند ۲۹ بهمن را خلق کرد.

امروز تبریز کهن به شهر شهیدان محراب مشهور گشته است و نخستین شهید محراب حضرت آیت ا… سید محمدعلی قاضی طباطبائی نماینده حضرت امام (ره) در آذربایجان و امام جمعه مردم تبریز بود که به دست منافقی کوردل به درجه رفیع شهادت نایل گشت و بعد از این ضایعه اسفناک طی حکمی از سوی حضرت امام (ره) ، حضرت آیت ا… سید اسداله مدنی به امامت جمعه تبریز منصوب و نماینده ولی فقیه در آذربایجان شد و او نیز همانند سلف خویش حضرت امیرالمومنین (ع)، در محراب نماز جمعه به شرف شهادت نایل گشت.

در دوران جنگ تحمیلی نیز عاشوراییان این شهر به فرماندهی سردار سرلشکر شهید مهدی باکری، به خلق حماسه ها پرداختند و سردار سرلشکر شهید حسن شفیع زاده بنیاد توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را پی افکند و شهیدان مرتضی یاغچیان ؛ علی تجلایی؛ علی باقری و … هر یک در طریق مجد و عظمت دین و ملت از جان خود گذشتند. روحشان شاد، راهشان پر رهرو باد.

امروز در صدد ترسیم سیمای تبریز این شهر حماسه ها و قیام ها، این شهر شهیدان محراب هستیم. اگر چه از تبریز سخن گفتن ، آن هم در مجالی چنین تنگ به مثابه گنجاندن دریایی در سبو است، باری به مصداق این بیت“آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید” می توان شمه ای را – به قدر توان – بازگفت. امیدواریم نقصان موجود را به دیده اغماض نگریسته و به مثال برگ سبزی قبول دارید.

تاریخچه تبریز:

تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی است. در ۴۶ درجه و ۲۵ دقیقه، طول شرقی و ۳۸ درجه و دو دقیقه عرض شمالی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۳۴۰ متر می باشد. با وسعتی حدود ۱۱۸۰۰ کیلومتر در قلمرو میانی خطه آذربایجان و در قسمت شرقی شمال دریاچه ارومیه و ۶۱۹ کیلومتری غرب تهران قرار دارد و در ۱۵۰ کیلومتری جنوب جلفا، مرز ایران و جمهوری آذربایجان قرار گرفته است. جمعیت تبریز بیش از یک و نیم میلیون نفر می باشد.

تبریز از سمت جنوب به رشته کوه منفرد همیشه پر برف سهند و از شمال شرقی به کوه سرخ فام عون علی (عینالی) محدود می شود. رودخانه آجی چای (تلخه رود) از قسمت شمال و شمال غرب تبریز می گذرد و بعد از طی مسافتی قابل توجه در دشت تبریز به دریاچه ارومیه می ریزد و مهرانرود از میانه تبریز می گذرد که اکثرا” در فصول مختلف سال بی آب است.

تبریز زمانی دارای باغات و مزارع فرح انگیز و پرآوازه ای بود به همراه قنات ها وچشمه های متعدد که امروزه تمامی آن همه باغات و مزارع از میان رفته یا در حکم از میان رفتن است و گسترده شهر پیرامون خودرا به مناطق مسکونی، تجاری، اداری و صنعتی و خدماتی مبدل ساخته است.

شرح تبریز از گذشته دور تا به امروز هرگز در قاموس سطرها و نوشته ها نگنجیده است.

پیشینه تبریز همواره در هاله ای از ابهام مستور بوده و امروزش نیز حکایتگر غرایب است. تاریخ تبریز در پیش از ظهور اسلام اسیر ظن ها و گمان ها و گاهی اغراض هاست و بعد از ظهور اسلام سیمای پرشکوهش نظر جهانیان را معطوف می سازد و در گستره وسیع حکومت اسلامی به «قبه الاسلام» مشهور می شود. سپس در شاه راه ابریشم، شرق را با غرب پیوند می دهد و رونق اقتصادش به بنیان بازارها و کاروانسراهایی می انجامد که عظیم ترین مکان مسقف پهنه گیتی می گردد و از این رو – رشک انگیز- دارای شکوهمند ترین ابنیه اعصار و مترقی ترین دانشگاه آنزمان – ربع رشیدی – می شود.

بنیاد شهر تبریز و وجه تسمیه نامش افسانه ای را می ماند، گاهی بوی اغراض می دهد و برخی موارد نیز از ظن ها و گمان ها نشأت می گیرد.

زنده یاد عبدالعلی کارنگ در آثار باستانی آذربایجان (آثار و ابنیه تاریخی شهرستان تبریز) در باب وجه تسمیه تبریز می نویسد: کلمه تبریز را جغرافی نویسان عرب چون سمعانی و یاقوت حموی به «کسر تاء» و جعرافی نویسان ایرانی و ترک چون حمدالله مستوفی و کاتب چلبی به «فتح تاء» و مروخان رومی و ارمنی و روسی چون فاوست، آسولیک، وارطان و خانیکف به «فتح تاء» ، قلب «باء» ، به «واو» یعنی به صورت «تورز Taverz» ، و «تورژ Tavrez» ، «تورشTavres» و «تدورژ Davrez» ذکر کرده اند.

درباره بنا و وجه تسمیه شهر تبریز حمدالله مستوفی و یاقوت حموی می نویسند: بنای تبریز از زبیده زن هارون الرشید است. وی به بیماری تب نوبه مبتلا بوده، روزی چند در آن حوالی اقامت کرده، در اثر هوای لطیف و دل انگیز آنجا بیماری زبیده زایل شده، فرموده شهری در آن محل بنا کنند و نام آن را «تب ریز» بگذارند.

اولیا چلبی کلمه «تبریز را به معنی ستمه دوکوجو» (ریزنده تف وتاب) و این نام را با آتشفشانی دیرین کوه سهند مربوط دانسته است.

زنده یاد کارنگ در ادامه می افزاید؛ مورخان ارمنی هم اسم تبریز را «تورژ یا دورژ » محرف عبارت «د، ای، ورژ» و به معنی انتقام گاه دانسته و نوشته اند: بانی تبریز خسرو ارشاکی (۲۳۳-۲۱۷ م) حکمران ارمنستان است که آن شهر را به یاد گرفتن انتقام «ارتبانوس» یا «اردوان» آخرین پادشاه پارتی از اردشیر بابکان بنیاده نهاده و نام آن را(Da-i-vrez) گذاشته است.

مولف آثار باستانی آذربایجان با افسانه شمردن موارد ذکر شده می نویسد: قدیمی ترین ذکر نام تبریز را در کتیبه سارگن دوم پادشاه آشور خواهیم یافت، شرقشناس شهیر فقید ولادیمیر مینورسکی می نویسد: «سارگن دوم در سال ۷۱۴ قبل از میلاد به قصد تصرف ممالک اورارتو سفری به شمال غربی ایران کرد. از ناحیه سلیمانیه کنونی (واقع در کردستان عراق) داخل کردستان مکری شد، از پارسوا Parsua (پسوند کنونی) و ساحل جنوبی دریاچه ارومیه گذشت، از سوی شرقی دریاچه به راه خود ادامه داد و پس از پشت سرگذاشتن «اوشکایا» (اسکوی کنونی) قلعه «تارومی» یا «تاروئی » و «ترماکیس» را گشود. بعید نیست یکی از این دوکلمه نام قدیمی تبریز کنونی باشد.

چنانچه در ابتدا اشاره شد پیشینه تبریز همواره در هاله ای از ابهام مستور بوده است و بنیاد و وجه تسمیه نامش گاهی افسانه ای، گاهی مغرضانه و گاهی نشأت گرفته از ظن ها و گمان ها می گردد. این که تبریز قبل از اسلام مکانی آباد و یا غیر آباد بوده است هنوز سند محکمه پسندی در میان نیست حتی در اوایل ظهور اسلام نیز در حمله اعراب به آذربایجان نامی از تبریز دیده نمی شود، تنها اشاره دقیق و مستند مربوط به زمان سلسله روادیان است که در زمان خلافت متوکل عباسی، رواد ازدی از اهالی یمن در آذربایجان به حکمرانی پرداخت و در زمان او و فرزندانش تبریز رو به آبادی نهاد و دور شهر را بارو کشیدند . از آن زمان به بعد تبریز با سپری ساختن وقایع تلخ و شیرینی آوازه ای جهانی یافت. اوصافی که در طول تاریخ از تبریز شده است به اجمال چنین است.

در قرن چهارم هجری یاقوت حموی تبریز را مشهورترین شهر آذربایجان می خواند.

ابوحوقل در ۳۶۷ و ابن مسکویه در ۴۲۱ و ناصر خسرو در ۴۳۸ تبریز را بزرگترین و آبادترین شهر آذربایجان می خوانند.

در سال ۶۱۸ لشکر مغول به پشت دروازه های تبریز می رسند، اما تدابیر شایان تقدیر بزرگان شهر تبریز را از حمله مغولان مصون نگه می دارد و مردم تبریز با بذل مال شهر را از کشتار و ویرانی رها می سازند.البته این اتفاق سه بار تکرار میشود و در هر سه بار مردم متمول تبریز همان تدبیر را به کار می بندند تا این که در سال ۶۳۸ ه . ق مغول ها به سراسر آذربایجان مسلط می شوند و تبریز را پایتخت خود قرار می دهند که در زمان غازان خان تبریز شکوه ویژه ای می یابد. شنب غازان با ابهت تاریخی اش چشم ها را خیره می سازد، خواجه رشید الدین فضل الله وزیر اندیشمند ایلخانیان ربع رشیدی را بنیاد می نهد که در زمان خود عظیم ترین مرکز علمی- فرهنگی به شمار می رود و از آن همه مجد و عظمت اینک ویرانه هایی از برج های ربع رشیدی در میان محله ای باقی مانده است.

این شهر در طول تاریخ دوره های طلایی متعددی را سپری ساخته است، دوران پایتختی، دوران ولیعهدنشینی، دوران شکوفایی تجاری، اقتصادی، هنری و … زمانی مکتب تبریز در عرصه هنر تحول شگرفی را موجب می گردد که امروزه آثار کم نظیر آن دوره زینت بخش موزه های جهان است.

مردان و زنان نامداری از این شهر برخاسته اند، کعبه ملای روم؛ میعادگاه عرفا، شعرا؛ اندیشمندان و بزرگان بوده است. به همین خاطر تبریز یگانه شهری است که صاحب مقبره الشعرا است. مقبره ای که خاقانی ها، همام ها، قطران ها و … سرانجام واپسین مقتدر آسمان شعر و ادب شهریار شیرین سخن در آن مکان مقدس آرمیه است، اگر چه از بلایای زمینی و آسمانی در امان نمانده است، زلزله ها، سیل ها، بیماری های واگیر؛ جنگ ها و … همه تبریز را آشفته، اما باز این شهر همیشه سرافراز به قول آقای یحیی ذکاء ، هر بار از زیر ویرانه ها و خاکسترهای شهر پیشین همچون سمندری، زنده تر و سرفرازانه تر قد برافراشته، زندگی از سر گرفته و هیچگاه زبون پیشامد ها و بازی های روزگار نگردیده است.

میرعلی تبریزی واضح خط نستعلیق ، پیر سیداحمد تبریزی استاد کمال الدین بهزاد و … از جمله هنرمندانی بودند که تحولی در عرصه دنیای هنر آن روزگار چدید آوردند. در زمان صفویه این اقتدار هنری در تبریز به اوج خود رسید اما جنگ صفویان با دولت عثمانی آنچه را که بافته شده بود پنبه ساخت و از تبریز و از آن همه مجد و عظمتش چز کشتزارهایی سوخته و کوشک هایی ویران چیزی بر جای نماند و پایتخت به اصفهان منتقل شد و هر چه استاد و هنرمند و اندیشمند بود به اصفهان کوچید و بناهای عظیم اصفهان که امروز مایه مباهات کشورمان است به دست کوچندگان تبریز و هنرمندان این خطه بنیاد شد و پادشاهان صفوی که پادشاهانی فرهنگ دوست و هنرپرور بودند اصفهان را نگین ایران ساختند و همای سعادت از فراز آذربایجان بویژه تبریز پر کشید و بر سر اصفهان سایه افکند.

تبریز گذشته از آنچه ذکرش رفت، در امور بنیادی نیز همواره پیشگام بوده است و شاهد این مدعا قیام ها و تحول های فرهنگی، هنری و صنعتی است که شاهد آن بوده ایم و هستیم.

نقش بنیادی تبریز در نهضت تنباکو به استناد مدارک موجود حقانیت مبداء نهضت تنباکو از تبریز را به اثبات می رساند که در پی آن میرزای شیرازی فتوای معروف خود را صادر می کند و شرح واقعه به قلم پژوهشگر ارجمند آقای صمد سرداری نیا تحت عنوان «تبریز در نهضت تنباکو» به انجام رسیده است.

قیام عظیم مشروطیت و نقش تبریز در اعطای مشروطه به مردم آن زمان امر مبرهنی است که حکایتگر دلیری مردان پولادین اراده ای پون زنده یادان ستارخان سردارملی، باقرخان سالار ملی، ثقه الاسلام ،شیخ محمد خیابانی، علی مسیو، حسین خان باغبان و … است.

بعد از قیام مشروطه و وقایع مختلف، تبریز پس از سپری ساختن سال های بحرانی ۲۰ الی ۲۵ در سال ۱۳۳۲ در نهضت ملی ساختن نفت یکی از ارکان حرکت های آن زمان در سراسر کشور به شمار می رفت و گواه این ادعا، صفحه های حاکی شور و حال انقلابی مطبوعات تبریز در آن سال هاست و ملاقات های شادروان سید اسماعیل پیمان با آیت ا… کاشانی و دکتر مصدق می باشد.

در نهضت ۱۵خرداد سال ۱۳۴۲ نیز بازاریان تبریز با بستن بازار و خطبای تبریز با ایراد سخنرانی های مهم و پخش شب نامه ها و حرکت های اصیل انقلابی دین خود را ادا کردند و سرانجام در ۲۹ بهمن سال ۵۶ با حرکتی توفنده بنیاد شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله را به لرزه در آوردند و عظمت واقعه به قدری غیرمنتظره و خارق العاده بود که رژیم شاهی را دچار سردرگمی ساخت و ساواک با تمامی ادعاهای پر طمطراق خود عاجزانه به تقلا برخاست.

آنچه رفت مختصری بود از تبریز و وقایع تاریخی فرهنگی آن. اینکه به شرح مختصر یکایک موارد شایان توجه اکتفا می شود. با این امید که این سطور در شناساندن سیمای تبریز برای هر صاحب اشتیاقی سودمند واقع شود.

بافت قدیم شهر تبریز

توسعه شهر تبریز از طریق ایجاد بازارچه هایی در امتداد دروازه های هشت گانه قدیمی صورت گرفته است. با پوشش فواصل بازارچه ها توسط واحدهای مسکونی سیمای شهر فعلی در قرن گذشته شکل گرفته است و اکنون نیز این سیما را می توان در محلات قدیمی شهر کاملا” مشاهده نمود هرچند خیابان کشی های جدید آن بافت قدیمی و سنتی را از بین برده با این همه در بین کوچه پس کوچه های قدیمی شهر را که از آنها آثاری هرچند غیرمعمور برجای مانده است مشاهده نمود. این قسمت از شهر از شمال به محله (دوه چی) خیابان (شمس تبریزی) ، از جنوب به محله لیلاوا و چرنداب، از شرق به خیابان ثقه الاسلام و خاقانی و از غرب به راسته کوچه و شریعتی محود می گردد. در درون این هسته مرکزی بازار تبریز قرار گرفته است که با وسعتی معادل یک کیلومتر مربع از تیمچه ها و سراها و دالان ها و مساجد و حمام ها و حجرات تشکیل یافته است. این بازار بعد از مشروطیت و مخصوصا” بعد از سال های ۱۳۰۰ شمسی در اثر عدم توجه رو به خرابی گذارده است. هجوم معماری جدید و استفاده از مصالح جدید به جای مصالح سنتی قدیم این بازار را مورد تهدید جدی قرار داده است. رکود اقتصادی منطقه بعد از سال های ۱۳۲۰ که مسایل سیاسی وقت موجد آن بوده است و فرار سرمایه های بومی در انهدام بازار تبریز نقش مهمی داشته است به طوری که در دهه های ۳۰ و ۴۰ بی توجهی به اوج خود رسید و بیشتر انهدام بازار و بافت سنتی آن در این سال ها صورت گرفته است. با تمام این ها اگر یک جهانگرد اروپایی بخواهد به شرق مسافرت نماید از اروپا تا تهران بازار سرپوشیده ای به بزرگی و عظمت بازار تبریز مشاهد نخواهد نمود.

از جهانگردان بنامی که بازار را تبریز در اعصار و قرون مختلف دیده و توصیف نموده اند می توان از مقدسی در قرن چهارم یاقوت حموی قرن هفتم، مارکوپولو قرن هفتم، ابن بطوطه قرن هشتم، حمدالله مستوفی قرن هشتم را نام برد که هریک به فراخور حال از بازار و وفور کالا و این که درآمد بیشتر مردم از طریق داد و ستد به دست می آید سخن رانده اند ولی مفصل ترین آنها را شاردن داشته است. او بازار را دارای ۱۵۰۰۰ باب مغازه و تبریز را دارای بزرگترین بازار آسیا به حساب می آورد.

بازار تبریز یکی از شاهکارهای جالب معماری ایرانی است. طاق ها و گنبدها مقرنس بی نظیر یا کم نظیری دارد.

بزرگترین گنبد بازار، گنبد تیمچه امیر است. مهم ترین تیمچه های فعلی بازار تبریز عبارتند از : تیمچه امیر، تیمچه مفریه، تیمچه شیخ کاظم؛ تیمچه گرجیلر، تیمچه حاج صفرعلی، تیمچه میرزا شفیع، تیمچه حاج رحیم؛ تیمچه حاج میرابوالحسن.

بانی تیمچه امیر میرزا محمد خان امیرنظام زنگنه است که در ۱۲۶۰ ه . ق در گذشته است. معمار معروف آن صمد معمار بوده است که داستان زندگی او در بین معمرین تبریز زبانزد است. وی در اواخر عمر با فقر روزگارگذرانیده و با فقر نیز زندگی را بدورد گفته است. یکی از زیباترین قسمت های بازار تبریز تیمچه مظفریه است. ساختمان این بنا در سال ۱۳۰۵ ه. ق پایان پذیرفته است و نامگذاری آن به سبب مظفرالدین میرزا و افتتاح آن به دست وی بوده است. بانی آن حاج شیخ معروف (جعفر قزوینی ) بوده است که در عین حال بانی تیمچه ها و دالان حاج شیخ نیز می باشد.

معروف ترین راسته های بازار تبریز در حال حاضر عبارتند از :

بازار امیر، بازار کفاشان، بازار حرمخانه، راسته بازار، یمن دوز بازار، بازار حلاجان، قیزبستی بازار (قیز بسط بازار)، بازارا سراجان، راسته کهنه، بازار کلاهدوزان، دلاله زن بازار، بازار صادقیه، بازار مسگران، بازار حاج محمدحسین، بازار مشیر، بازار صفی، بازار میرابوالحسن ، رنگی بازار، بازارچه شتربان (دوه چی) ، بازارچه خیابان و…

مجموعه بازار قدیمی تبریز به سبب ویژگی های معماری آن و ضرورت حفظ و نگهداری از آن در سال ۱۳۵۴ تحت شماره ۱۰۹۷ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده و اینک مطابق قانون تحت حفاظت سازمان میراث فرهنگی قرار دارد و هرگونه تعمیرات و مرمت آن با اطلاع و مجوز آن سازمان صورت می گیرد. سازمان میراث فرهنگی کشور همه ساله از محل بودجه عمومی دولت و کمک های مالی کسبه مبالغ قابل توجهی در مرمت احیاء این مجموعه زیبای قدیمی هزینه می نماید.

مدارس قدیمی تبریز

۱_ مدرسه اکبریه: این مدرسه عمارت دو طبقه مفصلی داشت که در سال ۱۲۶۶ ه. ق. در ضلع غربی و شمالی صحن بقعه صاحب الامر از طرف میرزا علی اکبرخان مترجم و دبیر کنسولگری روسی بنیاد نهاده شد.

۲- مدرسه جعفریه: جعفریه مدرسه کوچکی است که در بازار مسجد جامع – جنب مدرسه طالبیه متصل به دیوار شرقی مسجد اسماعیل خاله اوغلی واقع شده است؛ راه آن از دالان طالبیه، بین حوض خانه و مسجد نامبرده تعبیه گردیده است.

۳- مدرسه حاج صفرعلی: این مدرسه تقریبا” روبروی سرای بزرگ شاهزاده واقع شده است. بانی آن تاجر نیکوکاری بوده به نام حاج صفرعلی که در روزگار نایب السلطنه در تبریز می زیسته است.

۴- مدرسه خواجه علی اصغر: این مدرسه در کوچه حرم خانه پشت عمارت عالی قاپو یا کاخ استانداری کنونی واقع شده است. بانی این مدرسه و مسجد حاج علی اصغر معروف به خواجه مازندرانی بود که ظاهرا” در روزگار فتحعلی شاه می زیسته است.

۵- مدرسه صادقیه: این مدرسه در انتهای شمالی راسته کهنه که به بازار صادقیه معروف است قرار گرفته. مدرسه ای است دارای حجرات مستعد جهت طلاب علوم دینی و یک مسجد با طاق های آجری ضربی و ستون سنگی و مسجدی به صورت تالاری دراز در جاب شرقی مسجد بزرگ، جهت زنان نمازگزار. بانی این مدرسه و مسجد میرزا صادق نامی از اهل اشتهار بود که در زمان شاه سلیمان صفوی سمت استیفا داشت. این مدرسه و مسجد نیز دارای موقوفات زیادی می باشد. نادر میرزا در تاریخ و جغرافیای دارالسلطنه تبریز ص ۱۱۶ می نویسد: این مدرسه را حمامی برنیکو بود که اکنون ویرانه است.

۶- مدرسه طالبیه: این مدرسه در بازار مسجد جامع تبریز واقع شده است. مدخل آن دالانی است که سطحش قریب به یک متر و نیم از کف بازار پایین تر است. سابقا” این دالان سرپوشیده و مسقف بود. عمارت شمالی در نیمه دوم قرن یازدهم هجری از طرف حاج طالب خان پسر حاج اسحاق تبریزی ساخته شده و طبق وقف نامه ای که به مهر و امضای چهارده تن از عملا رسیده در تاریخ ۱۰۸۷ ه.ق پس از پایان یافتن عمارت طالبیه، در آمد مستغلاتی به هزینه اداری و حفظ و حراست مدرسه مزبور اختصاص یافته است.

۷- مدرسه ظهیریه: این مدرسه یکی از بناهای میرزا محمدابراهیم ظهیرالدین وزیر آذربایجان است که در سال ۱۰۸۹ ه.ق. در زمان سلطنت شاه سلیمان، صفوی در کنار مسجد ظهیریه یا قزللو مسجد ساخته شده است.

۸- مدرسه کاظمیه: کاظمیه نام مدرسه و مسجدی است که در محله چنار، انتهای بازار مسجد جامع واقع شده است. بانی آن سلیمان خان بن شم خال خان افشار حاکم صائن قلعه بوده و این بنا رابه نام سیدکاظم رشتی شاگرد معروف شیخ احسانی ساخته و ثواب آن را به روان سید رشتی هدیه نموده و تولیت آن را به ملاعلی مرندی واگذار کرده است و بنای مدرسه و مسجد کاظمیه در سال ۱۲۷۱ ه. ق. پایان پذیرفته و براثر بی سرپرستی مسجد متروک گردیده و همچنین حوادث طبیعی از قبیل باد و باران و زلزله و غیره کم کم عمارت کاظمیه را به ویرانی کشانده است به طوری که اکنون جز ویرانه ای حسابی از آن مدرسه و مسجد با عظمت یکصد و بیست سال پیش چیزی برجای نیست.

۹- مدرسه نصریه: این مدرسه یکی از تنوعات عمارت نصیریه بود که به نام وصیت ابوالنصر حسن فرمانروای آق قویونلو پس از درگذشت وی ساخته شده است. این مدرسه مانند سایر قسمت های عمارت نصریه در نتیجه زلزله و حوادث مختلف ویران شد و در زمان نایت السلطنه عباس میرزا، مرحوم حاج میرزا مهدی قاضی از درآمد موقوفات عمارت نصریه در محل آن، مدرسه جدیدی ساخت که اکنون به مدرسه حسن پادشاه معروف است.

مساجد قدیمی تبریز

مسجد استاد وشاگرد: این مسجد در خیابان فردوسی سابق پشت دبیرستان دخترانه بنت الهدی واقع گردیده است. این مسجد از طرف امیرحسن چوپان ملقب به علاءالدین ساخته شده است. چون تحریر کتیبه ها و مندرجات دیوارهای داخل و خارج مسجد به خط عبدالله سیرفی و یکی از شاگردان زیردست وی صورت گرفته بود لذا عوام آن مسجد را استاد و شاگرد می نامیدند.

مسجد اسماعیل خاله اوغلی (پسرخاله): این مسجد در سمت چپ یا جانب جنوبی دالان مدرسه طالبیه بین مدرسه دینی جعفریه و مسجد جامع بزرگ واقع شده. ده ستون سنگی زیبا و هجده گنبد ضربی آجری دارد که سابقا” آن را مسجد ملامحمد حسن پیش نماز می گفتند.

مسجد امام جمعه: این مسجد در جانب شرقی بازار مسجد جامع در نزدیکی مدرسه طالبیه واقع شده است. بیست ستون سنگی با سرستون مقرنس و سی گنبد ضربی آجری دارد. ستون ها د ر چهار ردیف قرار گرفته اند و روی همه آنها رنگ سبز زده شده است. بدین لحاظ این مسجد به مسجد سبز اشتهار دارد. این مسجد را بازرگانی دیندار به نام حاج علی به تاریخ ۱۲۵۵ ه. ق عمارت کرده است.

مسجد حاج صفرعلی: این مسجد در ضلع شمالی حیاط مدرسه حاج صفرعلی واقع شده است. مسجدی است با عظمت و زیبا با گنبدی بلند و مناره ای منقش به کاشی های آبی رنگ در ظلع شرقی و غربی مسجد دو تالار دیگر وجود دارد که هر یک به جای خود مسجد جداگانه ای به شمار می رود. میان مسجد و دو مسجد جانبین پنجره هایی چوبی نهاده اند که موقع بازشدن آنها هر سه مسجد به هم متصل می شوند و به صورت مسجد واحدی در می آیند. بانی مسجد بازرگان معاصر نایب السطنه حاج صفرعلی خوئی است.

مسجد حجـه الاسلام: این مسجد در جنوب صحن مدرسه طالبیه و جانب غربی مسجد جامع واقع شده است. پنجاه و چهار گنبد آجری آن بر روی چهل ستون سنگی کبود قائم است. همه ستون ها منشوری و دارای قاعده ده ضلعی و سرستون مقرنس یکنواخت هستند به جز یک ستون بزرگ واقع در جلو محراب که حجاری تزئینی مارپیچی و سرستون مقرنش پرکاری دارد که از شاهکارهای هنر حجاری به شمار می رود و ظاهرا” باقیمانده بنای باع عظمتی است که سابقا” در همین محل برپا بود و در اثر زلزله و حوادث دیگر منهدم گردیده است.

مسجد جامع تبریز : این مسجد که در کتب تاریخی نیز از آن به عنوان جامع گبیر نام برده شده در همه ادوار تاریخی همواره مسجد جامع شهر بوده و بازار برگرداگرد آن شکل گرفته است.

قدیمی ترین بخش آن شبستان وسیعی است. از تاق ها و گنبدهایی که بر فراز ستون های ۸ گوش آجری که زینت بخش آن گچبری های ظریف و هنرمندانه دوره روادیان (مقارن سلجوقیان) است بنا شده است.

مسجد جامع در دوره ایخان مغول مورد توجه و تعمیر بوده و الحاقاتی به آن افزوده شده است. محراب رفیع گچبری باقیمانده فعلی یادگار آن دوره است.

در دوره حکومت آق قویونلویان در آذربایجان گنبدی رفیع مزین به انواع کاشیکاری های معرق به وسیله سلجوق شاه بیگم زن اوزون حسن در بخش شمالی آن احداث شده که هنوز هم پایه ها و گوشه هایی از کاشیکاری های آن باقی مانده است.

در زلزله سال ۱۱۹۳ ه. ق که کلیه عمارات تبریز را در هم می کوبد این مسجد نیز از خرابی بی نصیب نمی ماند. مسجد فعلی با پایه های متین و پوشش طاق و چشمه بعد از زلزله (اوایل حکومت قاجاریه) و توسط حسینقلی خان دنبلی حاکم وقت بنا شده است که از آثار خوب قاجاریه می باشد.

مسجد کبود : این مسجد بنا به کتیبه سردرب آن به سال ۸۷۰ هجری قمری و در زمان سلطان جهانشاه مقتدرترین حکمران سلسله قره قویونلویان که فردی زیباپسند و شاعر نیز بوده، بنا شده است.

تنوع و ظرافت کاشیکاری و انواع خطوط به کار رفته در آن و همچنین زیبایی و هماهنگی رنگ ها سبب شده است که به فیروزه اسلام شهرت یابد. کتیبه ها به وسیله نعمه اله البواب خوشنویس مشهور قرن نهم کتابت شده و سرکاری آن با عزالدین قاپوچی بوده است.

زلزله سال ۱۱۹۳ ه. ق سبب فروریخت گنبدها و خرابی آن شده است. با این که از این مجموعه زیبا جز سردری شکسته و چند پایه باقی نمانده است ولی به قول: … ارزد به صد هزار، تعمیرات و دوباره سازی مسجد به منظور حفاظت بخش های باقیمانده شامل طاق ها و پایه ها از سال ۱۳۱۸ شروع شده است.

دوباره ساز ی گنبد های رفیع آن از سال ۱۳۵۴ توسط دفتر فنی حفاظت آثار باستانی و به اهتمام زنده یاد استاد رضا معماران بنام هنرمند آذربایجانی به اتمام رسیده است.

ارک یا مسجد علیشاه :بنای ارک تبریز باقیمانده مسجدی است که در قرن هشتم هجری توسط تاج الدین علیشاه وزیر الجایتو ساخته شده است. قسمت جنوبی آن دارای طاقی بزرگ بوده که گویا به علت تعجیل در بنیان آن فرو ریخته است. عرض این بنا سی متر و ارتفاع آن ۲۶ متر است. عرض دیوارها ۱۰ متر و داخل آنها مرکب از دو دیوار عریض است که توسط طاق هایی به هم اتصال یافته است.

حمدالله مستوفی ضمن توصیف این مسجد طاقی بر بالای مسجد ندیده است. این بنا در دوران قاجاریه مبدل به انبار غلات و مخزن مهمات گردیده و حصاری دور آن کشیده شده و نام ارک یافته است . ارک در دوران مشروطیت به دست مشروطه خواهان افتاد و در نتیجه باعث تقویت موضع آنان شده است. در سال های قبل از انقلاب تبدیل به باغ ملی یا گردشگاه عمومی شده بود و هم اکنون از محوطه این اثر باستانی به عنوان مصلی استفاده می شود.

مسجد حسن پادشاه

توسط اوزون حسن یا فرزندش یعقوب ساخته شده است. اکنون به صورت ویرانه متروکی در آمده است. چند ستون سنگی و پاره ای سنگ نوشته های شکسته و در هم ریخته تنها باقیمانده از آن مسجد است.

مسجد شاهزاده: در میدان شهدای فعلی قرار گرفته و به مسجد شهدا معروف است. در زمان عباس میرزا ولیعهد شروع به ساختمان شده و در زمان مهدیقلی میرزا برادر محمد شاه تکمیل گردیده است.

مسجد مقبره : در اوایل بازار کفاشان قرار دارد. نه ستون سنگی خوش تراش دارد. گنبدهایش بلند و ضربی است. در زلزله ۱۱۹۳ سقف آن فرو ریخته و بعدا” ساخته شده است. این کار توسط مرحوم میرزا مهدی قاضی طباطبائی انجام پذیرفته و چون مقبره خودشان در آن جاست به نام مسجد مقبره خوانده شده است. مقبره آیت ا… شهید سیدمحمد علی قاضی طباطبائی نیز در همین مسجد قرار دارد.

مسجد ظهیریه : در جانب غربی بقعه سیدحمزه واقع شده است. مسجدی بدون ستون و در ابعاد ۸ *۲۰ متر دارای گنبدی بزرگ است. تزئینات و نوشته های سقف مسجد مذهب هستند. بانی این مسجد ظهیرالدین پسر صدرالدین وزیر آذربایجان است که بقعه و مدرسه سیدحمزه را تعمیر و این مسجد را در سال ۱۰۸۷ هجری احداث نموده است.

این مسجد وقف نامه ای مفصل دارد و آخرین بار در ۱۲۹۷ در زمان ناصرالدین شاه دوباره سازی شده است.

زیارتگاه های تبریز

بقعه سید حمزه :در محله سرخاب در خیابان ثقه الاسلام قرار دارد. آنچه از این بنا باقی مانده است صحن نسبتا” وسیع آن است. عمارت مقبره مرکب از یک کفش کن ، یک دهلیز و یک اتاق کوچک مسجد گونه است.تعمیرات اساسی در ۱۲۷۹ ه. ق در زمان ناصرالدین شاه انجام یافته است. از سنگ های حجاری شده از طاق مرمرین در ورودی بقعه را که در زمان صفویه کنده شده می توان نام برد. تاریخ بنای اولین بقعه به سال ۷۱۴ ه. ق می رسد. سیدحمزه به شانزده واسطه نسلش به حضرت موسی ابن جعفر می رسد.

بقعه صاحب الامر :در زمان شاه طهماسب صفوی ساخته شد در ۱۰۴۵ قمر ی سپاهیان سلطان مراد چهارم آن را تخریب کردند که دوباره ساخته شد. در زلزله ۱۱۹۳ دوباره ویران شد و در ۱۲۰۸ تجدید بنا یافته است. دارای یک گنبد و دو مناره است. در مدخل دهلیز و اندرون بقعه دو طاق مرمری از زمان شاه طهماسب صفوی برخاست. در وسط بقعه صندوق چوبی مشبکی قرار دارد ولی زیر آن قبری وجود ندارد. بنابراین مسجد حساب می شود نه یک بقعه.

بقعه عون بن علی (عینالی) :این بقعه بر فراز بلندترین قله کوه سرخاب واقع شده است. سنگ بنا شیوه ایلخانی دارد. در زمان تسلط عثمانی ویران شده در زمان شاه عباس تجدید بنا یافته . در زلزله های ۱۱۳۴ و ۱۱۹۳ دوباره ویران شده آخرین بار در ۱۳۴۲ قمری تعمیر شده است. اخیرا” نیز تعمیرات جزیی در آن انجام یافته و راهرو پشت آن به اتاق کوهنوردی تبدیل شده است. بنا به روایتی مقبره دو تن از اولاد حضرت علی (ع) عو علی و زین علی در آنجاست.

بقعه شیخ محمد سیاهپوش :در کوچه علی سیاه پوش در خیابان منجم واقع شده است . جای تاریخ در سنگ نوشته ریخته و ناپیدا است . ارادت به شیخ معروف داشت و به جای او نشسته است . تاریخ در گذشت وی معلوم نیست ولی احتمالا” در دهه پنجم قرن دهم اتفاق افتاده است.

آرامگاه دو کمال : در محله بیلانکوه تبریز در میان باغی مشجر و بنایی متین و زیبا دوتن از بزرگان ادب و هنر کشورمان آرمیده اند. کمال الدین مسعود خجندی از شعرای معروف قرن هشتم و نهم هجری و کمال الدین بهزاد معروف ترین نقاش مینیاتوریست قرن دهم هجری.مقابر یاد شده در سال ۱۳۳۸ توسط فرهنگ دوستان کنجکاو شهر تبریز کشف و بعدها به همت انجمن آثار ملی مرمت و لوحه یادبود در آن نصب گردید. در سال های اخیر نیز اقدامات استحفاظی از طریق سازمان میراث فرهنگی استان در مقابر یاد شده انجام گرفته است.

بقعه سیدابراهیم و سنگ بسم الله : در محله دوه چی (خیابان شمس تبریزی) قرار دارد. این که سید ابراهیم اولاد امام موسی بن جعفر (ع) باشد، دلیل قانع کننده ای در دست نیست. صاحب تاریخ دنبلیان می نویسد که: شیخ ابراهیم حکمران آذربایجان بود. در زمان اوزون حسن در ۸۷۰ وفات یافت و در محله دوه چی مدفون شد. الان گنبدی دارد مشهور به سیدابراهیم. مهم ترین قسمت این بقعه سنگی است که بر دیوار غربی بقعه نصب شده است و به سنگ بسم الله مشهور است . به ابعاد ۲۵/۱ * ۷۰/۳ تاریخ حجازی ۱۲۷۰ قمری است. در قاهره نوشته شده و اثر میرزای سنگلاخ است که به جهت قبر پیامبر اکرم به دربار عثمانی برده بود ولی در اثر بی توجهی سلطان عثمانی آن را به تبریز آورد و بالاخره خود میرزا و سنگ بسم الله در بقعه سید ابراهیم ماندگار شد.

خانه مشروطیت : خانه کوزه کنانی ها که بعدها برای نگهداری خاطرات نهفته در آن «خانه مشروطیت» نامیده شد. در سال ۱۲۴۷ شمسی توسط حاج مهدی کوزه کنانی (ابوالمله) بنا نهاده شد. به سبب موقعیت ویژه این خانه در جوار بازار قدیمی تبریز و مرکز بافت قدیم شهر و شور و علاقه بانی آن به نهضت مشروطه، این خانه به محل تجمع دوستداران مشروطه تبدیل گشته و تصمیمات بسیار مهمی در آن اتخاذ شده است.

غیر از بار عظیم تاریخی، خانه مشروطیت از ویژگی های معماری ایرانی نیز بهره ها دارد و به همین لحاظ در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده . این خانه در محله قدیم راسته کوچه تبریز واقع شده و هم اینکه به عنوان مرکز میراث فرهنگی استان از آن استفاده می شود و تعمیرات آن به طور مستمر ادامه دارد.

موزه آذربایجان: از دیگر نقاط دیدنی شهر تبریز موزه آذربایجان را باید نام برد. این موزه در مساحتی قریب به ۳۰۰۰ متر مربع در سال ۱۳۴۱ مورد بهره برداری قرار گرفته است و مشتمل بر ۳ سالن نمایش، ۲۳۰۰ قطعه شی ء ثبت شده می باشد. آثار به نمایش گذاشته شده شامل اشیاء باستانی از دوران های مختلف تاریخی ، آثار مردم شناسی و آثار مشروطیت می باشد. این موزه در جنب مسجد کبود واقع شده است.

مقبره الشعرا : در مآخد و منابع از مقبره الشعرا یا آرماگاه شاعران در سرخاب تبریز تا قبل از قرن هشتم نامی برده نشد و قدیمی ترین تذکره فارسی، یعنی لباب الالباب محمد عوفی که ظاهرا” در سنه ۶۱۸ تألیف شده و شرح حال شاعران قرن ششم مانند خاقانی و ظهیر را که در مقبره الشعرا دفن شده اند، نگاشته است، نامی از مقبره الشعرا نبرده و از این روی قدیم ترین کتابی که نام مقبره الشعراء سرخاب را به صراحت دارد نزهه القلوب حمدالله مستوفی است که در سال ۷۴۰ ه. ق تألیف شده و دیگر تاریخ گزیده اوست که در سال ۷۳۰ ه. ق تألیف شده است.

در حال حاضر مقبره الشعرا در خیابان ثقه السلام جنب خیابان عارف و تقریبا” حوالی تکیه حیدر واقع شده است. اگر چه زلزله ها و سیل های بنیان کن اثری از مزار بزرگان آرمیده در این مکان بر جای نگذارده است باری قداست مکان موجود بنیاد بنایی شد که امروزه به مثابه سمبلی نمایه ای است از تبریز کهن.

از واپسین مشاهیری که در این مقبره دفن شدند ، ثقه الاسلام شهید از شهدای والامقام مشروطه در صدر مشروطیت و استاد سیدمحمد حسین شهریار شاعر بلند آوازه معاصر را می توان نام برد.

معروف ترین آرمیدگان مقبره الشعرا به شرح زیر می باشند:

اسدی طوسی، قطران تبریزی، مجیرالدین بیلقانی، خاقانی شیروانی، ظهیرالدین فارابی، شاهپور نیشابوری، شمس الدین سجاسی، ذوالفقار شروانی، همام تبریزی، مغربی تبریزی، مانی شیرازی، لسانی شیرازی، شکیبی تبریزی، سیدمحمدحسین شهریار.

سیدمحمد حسین شهریار : فرزند آقا سیداسماعیل موسوی معروف به حاج میرآقا خشکنابی در سال ۱۳۲۵ هجری قمری (شهریور ماه ۱۲۸۶ هجری شمسی) در بازارچه میرزا نصراله تبریز واقع در چای کنار چشم به جهان گشود. در سال ۱۳۲۸ هجری قمری که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود پدرش او را به روستای قیش قورشاق و خشکناب منتقل نمود. دوره کودکی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد که منظومه حیدربابا مولود آن خاطراتست. در سال ۱۳۳۱ هجری قمری پدرش او را جهت ادامه تحصیل به تبریز بازآورد و او در نزد پدر شروع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب نموده و در سال ۱۳۳۲ هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد گردید و در همین سال اولین شعر رسمی خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی نیز پرداخته و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نمی کرد که بعدها کتابت قرآن، ثمره همین تجربت می باشد. در سیزده سالگی اشعار شهریار با تخلص بهجت در مجله ادب به چاپ می رسید. در بهمن ماه ۱۲۹۹ شمسی برای اولین بار به تهران مسافرت کرده و در سال ۱۳۰۰ توسط لقمان الملک جراح در دارالفنون به تحصیل می پردازد. شهریار در تهران تخلص بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو رکعت نماز و تفعل از حافظ می گیرد. ” غم غریبی و غربت چون برنمی تابم روم به شهر خود و شهریار خود باشم ”

شهریار از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شده و نواختن سه تار و مشق ردیف های سازی موسیقی ایرانی را از او فرا می گیرد. او همزمان با تحصیل در دارالفنون به ادامه تحصیلات علوم دینی می پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس شهید سیدحسن مدرس حاضر می شد.

در سال ۱۳۰۳ وارد مدرسه طب می شود و از این پس زندگی شورانگیز و پرفراز و نشیب او آغاز می شود. در سال ۱۳۱۳ و زمانی که شهریار در خراسان بود پدرش حاج میرآقا خشکنابی به دیدار حق می شتابد، او سپس در سال ۱۳۱۴ به تهران بازگشته و از این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر می رود. شهریار شعر فارسی و آذری را با مهارت تمام می سراید و در سال های ۱۳۳۰ تا ۱۳۲۹ اثر جاودانه خود حیدربابایه سلام را خلق و برای همیشه به یادگار می گذارد. منظومه حیدربابا تنها در جماهیر شوروی به ۹۰ درصد زبان های موجود ترجمه و منتشر شده است.

در تیرماه ۱۳۳۱ مادرش دارفانی را وداع می کند. در مرداد ماه ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از منسوبین خود به نام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج می کند که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام های شهرزاد و مریم و هادی هستند. در حدود سال های ۱۳۴۶ شروع به نوشتن قرآن، به خط زیبای نسخ نموده که یک ثلث آن را به اتمام رسانده و دیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ و بلافاصله نایاب شده است. در مدت اقامت در تبریز موفق به خلق اثر ارزنده سهندیه در رمانتیک ترکی می گردد. در سال ۱۳۵۰ مجددا” به تهران مسافرت نموده و تجلیل های متعددی از شهریار به عمل می آید. ولی در سال ۱۳۵۴ داغ دیگری از فوت همسر به دلش می نشیند و در سال ۱۳۵۷ شهریار با حرکت توفنده از انقلاب اسلامی همصدا شده و با اعتقاد راسخ و قلبی مالامال از عشق به امام خمینی (ره) دهه آخر عمر خود را سپری می کند. در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۳ تجلیل باشکوهی از استاد در تبریز به عمل آمد. استاد شهریار به لحاظ اشتهار در سرودن اشعار کم نظیر در مدح امیرمومنان و ائمه اطهار علیه السلام به شاعر اهل بیت (ع) شهرت یافته. او پس از یک دوره بیماری در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷ دارفانی را وداع و درمقبره الشعراء به خاک سپرده شد.

عمارات تبریز

عمارت شهرداری تبریز :در سال ۱۳۱۲ شمسی در محل گورستان متروک و خروبه کوی نوبر با نظارت مهندسان آلمانی در زمان ریاست شهرداری حاج ارفع الملک جلیلی بنا گردید. این ساختمان دارای یک برج ساعت چهار صفحه ای است که با طنین موزون زنگ هایش هر ۱۵ دقیقه یک بار، گذشت زمان را به گوش مردم تبریز می رساند. نمای خارجی تالار شهرداری تبریز از سنگ تراشیده بوده و نقشه ساختمان آن با نمونه ساختمان های کشور آلمان قبل از جنگ جهانی دوم مطابقت دارد.

این بنا در وسط شهر تبریز و در میدانی موسوم به میدان ساعت واقع شده و در حال حاضر تمام امور عمرانی شهر و امور اداری شهرداری تبریز در این تالار و عمارت متمرکز است.

عمارت ایل گلی: شاه گلی (استخر شاه) سابق و ایل گلی (استخر مردم ) فعلی از گردشگاه های زیبا و دلکش تبریز و ایران است که در جنوب شرقی تبریز؛ بر دامنه تپه ای واقع شده است. ایل گلی، استخری بزرگ است که مساحت آن ۵۴۶۷۵ متر مربع می باشد. در جنوب آن تپه ای است که آن را از بالا تا پایین همسطح استخر پله بندی کرده و نهر آبی از آن به طرف پایین روان است. از سمت جنوبی و از وسط استخر خیابانی کشیده شده که استخر را به صورت شبه جزیره ای درآورده است و در مرکز استخر، عمارت باشکوه دو طبقه ای ساخته شده است. در پیرامون استخر از روزگاران قدیم ، درختان کهنسالی سربه هم آورده که انعکاس عکس آنها در آب، به زیبایی آن محوطه می افزاید . تمام تپه های جنوبی استخر به شکل بسیار زیبایی چمنکاری و گلکاری شده در روزهای گرم تابستان استراحتگاه مردم تبریز و مسافران سایر شهرها می باشد.

نادرمیرزای قاجار می نویسد:

«این آبگیر در اوایل حکومت قاجار، ملک یک سلسله از مساوات تبریز و انباشته از خاک و ریگ بود. قهرمان میرزا پسر هشتم عباس میرزا نایب السلطنه که در آن هنگام حکمران آذربایجان بود. آن ملک را در مقابل سالی سی و پنج خروار غله بخرید، سپس در آبادی و عمران آن همت گماشت.»

و از اعتماد السلطنه نقل است که:

«عمارت دریاچه عبارت از کلاه فرنگی دو طبقه بسیار آبادی است و بزرگی این دریاچه به درجه ای است که به قدر دو آسیا سنگ آب در آن وارد می شود ولی در مدت شش ماه از آب پر برمی گردد.»

در مرود تاریخ بنای این عمارت اطلاعات مستندی در دست نیست. عمارت فوق در سال ۱۳۴۶ به علت کثرت رطوبت و فرسودگی تخریب شده و به جای آن در سال ۱۳۴۹ بنای عمارت زیبای دوطبقه ای با همان طرح قبلی ساخته شد.

در روزهای پیروزی انقلاب این بنا به علت آن که در زمان رپیم شاه مورد استفاده غیر شرعی و غیراخلاقی داشته، تعطیل شد ولی در سال های اخیر مجددا” بازگشایی و مورد بهره برداری قرار گرفته است.

خلعت پوشان : در ده کیلومتری جاده تبریز- تهران در کنار جاده، برج آجری منشوری شک قرار دارد که به برج خلعت پوشان مشهور است. این بنا در اواخر دوره صفویه احداث شده است.

در زمان قاجار خلعت اهدایی شاهان برای حاکمان آذربایجان در این برج بر دوش آنها انداخته می شد . برج سه طبقه است. طبقه اول و دوم سرپوشیده و طبقه سوم بدون سقف است. آخرین مراسم خلعت پوشان در سال ۱۳۳۰ ه. ق در زمان حکمرانی صمدخان مراغه ای انجام گرفته است.

در سال های اخیر دانشگاه تبریز این بنا را مرمت کرده است.

بقایای عمارت ربع رشیدی : خرابه های ربع رشیدی باقیمانده عمارات عظیمی است که در زمان ایخانیان و به همت رشیدالدین فضل الله وزیر سلطان محمود در محله ولیانکوی باغمیشه تبریز ساخته شده بود. این بناها به اصطلاح امروزی، یک شهر علمی و دانشگاهی بوده است. در حال حاضر به غیر از چهار چایه عمارت و پشته های خاک و سنگ چیزی از این عمارات باقی نمانده است و گسترش روز افزون خانه سازی در پیرامون آن بر روند تخریب این نشانه ها نیز می افزاید و اگر به همین منوال ادامه یابد، دیری نخواهد کشید که تمامی خرابه های باقیمانده از ربع رشیدی کلا” از بین برود.

محلات قدیم تبریز عبارتند از:خیابان ، مارالان، باغمیشه، پل سنگی، ششگلان،سرخاب، سیده، حمزه، شتربان نوبر، مهادمهین، چرنداب، لیلاباد، اهراب، امیرخیز، ویجویه، چهار منار، سنجران، گنجیل قره آغاج، چست دوزان، درب سرد، کوچه باغ و …

امروز ، شهر تبریز از جمله شهرهای پر تراکم باکوی ها و شهرک های تازه احداث و خیابان های متعدد است و هرروز به وسعت آن افزوده می گردد.

خانه های قدیمی تبریز : بافت معماری شهری چون تبریز در واپسین زلزله ویرانگر آخرین شب سال ۱۱۹۳ در هم می ریزد و شهر به تلی از ویرانه ها مبدل می شود اما بناهای محتشمی چون ارک علیشاه، مسجد کبود، مسجد جامع، مسجد استاد شاگرد، بازار تبریز و ده ها بنای دیگر باز می مانند تا استواری تبریز را به اثبات رسانند . این ویرانی مصادف است با آغاز حکومت قاجار و آغاز معماری قاجار براساس تحقیق مهندسین مشاور عرصه به میراث فرهنگی آذربایجان شرقی، در آن زمان تبریز ولیعهد نشین به دروازه اصلی ارتباطات و فصل مشترک داخل و خارج کشور بدل می شود. در زمینه آجرکاری بناهای آن دوره به جرأت می توان تبریز را دروازه ورود و سپس بسط نوعی از آجرکاری در بناها دانست که نمونه های آن را در تهران و دیگر شهرها نیز می توان جستجو کرد.

خانه های قدیمی تبریز که در ترکیب باهم ، بافت دلپذیری را پدید آورده و مجموعه های باارزشی را در اختیار می گذارد، براساس مصوبه ۲۸/۹/۶۹ شورای عالی شهرسازی و معماری ایران که شش شهر را مرکز اصلی فرهنگی – تاریخی کشور اعلام می کند اهمیت ویپه خود را به اثبات رسانده و از سوی مسئولین میراث فرهنگی استان مورد اقدام واقع می شوند به طوری که ظرف این مدت، اقدامات زیادی در جهت شناخت و معرفی این آثار صورت گرفته است، خانه مشروطیت احیاء شده و میراث فرهنگی استان در آن مستقر است. خانه شربت اوغلی به فرهنگسرای تبریز بدل گشته، خانه قدکی برای دانشکده معماری دانشگاه سهند اختصاص یافته و در جوار خود دو خانه قدیمی دیگر را به یک مجموعه دلپذیر علمی بدل کرده است.

معماری خانه های قدیمی تبریز، معماری ایرانی بومی شده است. انطباق خارق العاده اقلیمی آن را کاملا” تبریزی می سازد. این معماری متفاوت با معماری کویری و دیگر نقاط است. سر در خانه های قدیمی تبریز مبین این ادعاست. به تعبیری خانه قدیمی تبریز از سردر آغاز می شود که تنوع آن در تبریز اعجاب آور است. این خانه ها اگر چه رو به درون دارند و دیوارهای بلند آنها را از بیرون جدا می سازد، دیوار بیرونی قاب بندی شده است و سردر نیز به بهترین شکل ممکن تزیین شده است تا عابر و گذرنده محترم داشته شود. اینکه از آن خانه های پر احتشام ۶۰۰ باب شناسایی شده و تخمین زده می شود که با کنکاش های رفته به ۸۰۰ باب بالغ شود که بهترین آنها^ خانه میرزا مهدی خان فراشباشی در محل «سرخاب قاپوسی» ، خانه شربت زادگان در سرخاب قاپوسی ؛ خانه حیدرزاده در کوچه پشت ساعت شهرداری، خانه حاج محمد آقا حبشی در کوچه صدر ، خانه دکتر گنجه زاده در مقصودیه ، خانه میرزا محمد حسین مجتهد در پشت استانداری، خانه میرزا حسین واعظ در شریعتی جنوبی، خانه مستشار الدوله، کوچه امام جمعه، خانه دکتر فرزام در مقصودیه، خانه امیرنظام گروسی در ششگلان، خانه تاجرباشی در کوچه صدر ، خانه سلطان القرائی در شتربان و … دیگر خانه های قدیمی تبریز.

پل ها : پل آجی چای ، پل آجی چای تنها گذرگاه قدیمی ایران و بخشی از دنیای مشرق زمین به دنیای غرب، در شمال غرب تبریز برروی تلخه رود واقع شده است. این پل با ۱۶ دهنه به طول ۱۰۰ متر و عرض ۵ متر همواره بر اثر طغیان تلخه رود و عوامل انسانی تخریب و بازسازی شده است. نام این پل را اولین بار در متون صفویه زمان شاه اسماعیل اول در سفرنامه و نیزیان می بینیم. اینک در پشت این پل سرریزی احداث شده است که منظره دل انگیزی به وجود آورده است. با عبور از کنار این پل قدیم پایگاه دوم شکاری تبریز را در پیش رو داریم. و در جنب آن فرودگاه تبریز قرار یافته است.

از دیگر پل های کهن وسط شهر که برروی مهرآنرود برپا شده اند، پل سنگی ، پل قاری، پل صاحب الامر، پل منجم و … را می توان نام برد که بین این ها پل قاری که به پاچراغ نیز مشهور است با سرستون های کله قوچی خود و چراغ های قدیمی اش زیبایی خاطره انگیزی به همراه دارد. از لحاظ بنا نیز پل های یاد شده با سه یا چهار دهنه طاقی و شیوه کهنی را دارند.

برخی از اولین های تبریز

چاپ و چاپخانه :یحیی آرین پور در اثر ارزندخ خود (از صبا تا نیما) جلد اول تحت عنوان – فصل اول- چاپ وچاپخانه – می نویسد:

… در این که چه کسی ابتدا چاپخانه را در ایران دایرکرد اختلاف است ولی از مجموع مطالعاتی که در این باره به عمل آمده مسلم شده است که نخستین چاپ حروفی به ایران وارد و در شهر تبریز دایر گردیده است.

آرین پور در ادامه اضافه می کند که: اولین چاپخانه سربی را میرزا زین العابدین از روسیه به تبریز آورده و این چاپخانه در سال ۱۳۳۲ ه. ق … دو سه سال پیش از بازگشت میرزا صالح (شیرازی) به تبریز به کار افتاده بود.

بعد از دایر شدن چاپخانه سربی در تبریز، اولین روزنامه سطح شهرستان های کشور نیز در تبریز منتشر می شود. یحیی آرین پور در همان مآخذ تحت عنوان – جراید شهرستان ها – می نویسد: تا آنجایی که اطلاع داریم قدیمی ترین روزنامه ای که بعد از وقایع اتفاقیه در ایران و برای نخستین بار در شهرستان ها دایر شد روزنامه ای است به نام «روزنامه ملتی» که در تبریز منتشر گردید و خبری از آن در شماره های سال ۱۲۷۵ ه. ق وقایع اتفاقیه دیده می شود.

مدرسه :نخستین مدرسه نیز در تبریز بنیاد نهاده شد. کسروی در جلد اول تاریخ مشروطه می نویسد: حاجی میرزا حسن… رشدیه در جوانی به بیروت رفت و در آنجا دبستان ها را دید و شیوه آموزگاری آنها را یاد گرفت و چون به تبریز بازگشت. برآن شد که دبستانی به شیوه آنها بنیادگذارد، و در سال ۱۲۶۷ بود که به این کار پرداخت، … به جلو ایشان پیش تخته نهاد و الفبا را به شیوه آسان و نوینی (شیوه ای که امروز هست) آموخت و از کتابهای آسان درس فارسی گفت و شاگردان را پاکیزه نگه داشت و در آمدن و رفتن برده گذاشت و پس از همه تابلویی که نام «مدرسه رشدیه» به روی آن نوشته بود بالای در زد.

کودکستان و مدرسه کر و لال ها : نخستین کودکستان و نخستین مدرسه کر و لال نیز در تبریز بنیاد گذاشته شد.

جبار باغچه بان که سیمایش آشنای مردم ایران است آموزگاری ارجمند و مبتکری شایسته بود که ابتدا در تبریز کودکستانی را تحت عنوان باغجه اطفال دایر و به همان خاطر خود را باغچه بان نامید. آقای سرداری نیا در «مشاهیر آذربایجان» طی شرح زندگانی جبار باغچه بان می نویسد:

مدرسه کر و لال ها را جبار باغچه بان در سال ۱۳۰۳ شمسی با وجود مخالفت های زیاد از جمله رئیس فرهنگ وقت دکتر محسنی در تبریز دایر کرد. این کلاس جنب باغچه اطفال باغچه بان در کوچه انجمن در ساختمان معروف به عمارت انجمن تأسیس شد.

آقای سرداری نیا در ادامه می افزاید: جبار باغچه بان اولین مولف و ناشر کتاب کودک در ایران است. او از سال ۱۳۰۷ شمسی علیرغم دشواری های وسیع چاپ و کلیشه، چاپ کتابه های ویژه کودکان را با نفاشی هایی که خود می کشید آغاز کرد و گفتنی است که یکی از کتاب های وی نیز با عنوان «بابابرفی» توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده و شورای جهانی کتاب کودک آن را به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب کرد.

ادبیات نوین : تبریز در عرصه ادبیات نوین نیز پیشگام بوده است. میرزا عبدالرحیم طالبوف و میرزا زین العابدین مراغه ای در نثر و داستان نویسی و میرزا جعفر خامنه ای در شعر نو از نخستین کسان بودند که تحول شگرفی را موجب شدند. صمد سرداری نیا در شماره ۳-۸۶ پاییز ۷۱ وارلیق در شرح حال میرزا جعفر خامنه ای از قول یحیی آرین پور می نویسد: «از شکل معمول اشعار فارسی عدول کرد و قطعه های بی امضا با قافیه بندی جدید و بی سابقه و مضمون های نسبتا” تازه انتشار داد».

سرداری نیا می افزاید: وی هنگامی که این ابیات را با قافیه بندی جدید و بی سابقه می سرود، در سراسر ایران، عنوان «شعرنو» به گوش کسی نخورده بود.

ادوارد براون در تألیف خود «تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران نو» یکی از اشعار زنده یاد خامنه ای را نقل کرده است که چنین است:

هرروز به یک منظر خونین به درآیی

هردم متجلی تو به یک جلوه جانسوز

از سوز غمت مرغ دلم هر شب و هر روز

با نغمه تو تازه کند نوحه سرایی

ای طلعت افسرده و ای صورت مجروح

آماج سیوف ستم، آه ای وطن زار

هر سو نگرم خیمه زده لشکر اندوه

محصور عدو، یا خود اگر راست بگویم

ای شیر، زبون کرده تو را رو به ترسو

شمشیر جفا آخته روی تو زهر سو

تا چند بخوابی؟ بگشا چشم خود از هم

برخیز یکی صولت شیرانه نشان ده

یاجان بستان یا که در این معرکه جان ده

سکه ماشینی : از سال ۱۳۰۶ ه. ق ضرابخانه ماشینی به طور رسمی در ایران برقرار و تمام ضرابخانه های شهرهای معتبر برچیده شد. فکر ایجاد چنین ضرابخانه؛ سال ها قبل از این تاریخ، یعنی به سال ۱۲۲۲ ه. ق در زمان ولیعهدی عباس میرزا نایب السلطنه در تبریز مورد توجه بوده و اقدام به تهیه مسکوک رسمی یا چرخی گردیده ولی به علت گرانی هزینه در حدود ۲۰۰ قطعه سکه سیمین تهیه و ضرابخانه تعطیل شد.

اتاق تجارت (بازرگانی) : نخستین اتاق بازرگانی نیز در تبریز بنیاد نهاده شده است. تاریخ تأسیس اتاق تجارت در تبریز به سال ۱۲۸۵ هجری شمسی بر می گردد و اولین اتاق تجارت در سطح کشور بوده است. بعد از اتاق تجارت تبریز، اتاق تجارت تهران بنیاد یافته است.

شهربانی : اولین شهربانی به مفهوم امروز توسط انجمن ایالتی آذربایجان در سال ۱۳۲۵ ه. ق در تبریز به وجود آمد … اجلال الملک که نماینده انجمن ایالتی آذربایجان بود به سمت نخستین رئیس شهربانی انتخاب شد… از جمله شاهکاری این سازمان انقلابی (شهربانی) انتشار نشریه ای بود که به نام «نظمیه تبریز» منتشر می شد. (وارلیق شماره ۵ و ۶ (مرداد و شهریور سال ۱۳۶۱) روزنامه نظمیه ، از صمد سرداری)

پس از صدور فرمان مشروطیت که انجمن ایالتی آذربایجان در تبریز تشکیل شد، از جمله اقدامات بس مترقی و مهمش تأسیس ادارات جدید و موسسات نوین بود که بلدیه تبریز از جمله آن نهادست.

+ نوشته شده در  88/11/25ساعت 20:39  توسط rasoooooooooooool  | 

زندگینامه کوتاه شهریار

 

   زندگی استاد محمد حسین شهریار

 

فرزند آقا سید اسماعیل موسوی، معروف به حاج میرآقا خشكنابی، در سال ۱۳۲۵ هجری قمری (شهریور ماه ۱۲۸۶ هجری شمسی)، در بازارچه میرزا نصراله تبریز واقع در چای كنار، چشم به جهان گشود.
در سال ۱۳۲۸ هجری قمری، كه تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود، پدرش او را به روستای قیش قورشاق و خشكناب منتقل كرد و دوره كودكی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد كه منظومه‌ی «حیدربابا» مولود آن خاطرات است. در سال ۱۳۳1 هجری قمری، پدرش او را برای ادامه تحصیل به تبریز باز آورد و او در نزد پدر شروع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب نمود و در سال ۱۳۳۲ هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد گردید. در همین سال، اولین شعر رسمی خود را سرود. سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی نیز پرداخت و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نكرد كه بعدها كتابت قرآن ثمره همین تجربه می‌باشد.
در سیزده سالگی، اشعار شهریار، با تخلص «بهجت»، در مجله ادب به چاپ می‌رسد. در بهمن ماه ۱۲۹۹ شمسی، برای اولین بار به تهران مسافرت می‌كند و در سال ۱۳۰۰، توسط لقمان الملك جراح، در دارالفنون به تحصیل می‌پردازد. شهریار در تهران تخلص به بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو ركعت نماز و تفأل از حافظ می‌گیرد:
غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم روم به شهر خود و شهریار خود باشم
شهریار، از بدو ورود به تهران، با استاد ابوالحسن صبا آشنا می‌شود و نواختن سه تار و مشق ردیفهای سازی موسیقی ایرانی را از او فرا می‌گیرد. او، همزمان با تحصیل در دارالفنون، به ادامه تحصیلات علوم دینی می‌پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس شهید سید حسن مدرس حاضر می‌شد. در سال ۱۳۰۳، وارد مدرسه طب می‌شود و از این پس زندگی شورانگیز و پرفراز و نشیب او آغاز می‌گردد. در سال ۱۳۱۳، زمانی كه شهریار در خراسان بود، پدرش حاج میرآقا خشكنابی، به دیدار حق می‌شتابد. او سپس در سال1314 به تهران بازگشته و از این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر می‌رود.
شهریار شعر فارسی و تركی را با مهارت تمام می‌سراید و در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر جاودانه خود «حیدربابایه سلام» را خلق می‌كند و برای همیشه به یادگار می‌گذارد. منظومه حیدربابا تنها در جمهوری‌های شوروی سابق به ۹۰ درصد زبانهای موجود ترجمه و منتشر شده است.
در تیرماه ۱۳۳۱، مادرش دار فانی را وداع می‌كند. در مرداد ماه ۱۳۳۲، به تبریز می‌آيد و با یكی از منسوبین خود، به نام خانم عزیزه عمید خالقی، ازدواج می‌كند كه حاصل این ازدواج سه فرزند به نامهای شهرزاد و مریم و هادی هستند.
در حدود سالهای ۱۳۴۶، شروع به نوشتن قرآن به خط زیبای نسخ نمود كه یك ثلث آن را به اتمام رساند. در اين زمان، دیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ و بلافاصله نایاب شده است. در مدت اقامت در تبریز، موفق به خلق اثر ارزنده «سهندیه» در رمانتیك تركی می‌شود. در سال ۱۳۵۰، مجدداً به تهران مسافرت می‌كند و تجلیلهای متعددی از شهریار به عمل می‌آید.
در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۳، تجلیل باشكوهی از استاد در تبریز به عمل آمد. استاد شهریار، به لحاظ سرودن اشعار كم نظیر در مدح امیرمؤمنان و ائمه‌اطهار علیه‌السلام، به «شاعر اهل بیت(ع)» شهرت یافته است.
او پس از یك دوره بیماری، در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷، دار فانی را وداع گفت و در مقبرةالشعرای تبریز به خاك سپرده شد.

 

 

شعری زیبا از استاد شهریار

حجم فایل صوتی

دانلود

1 حیدربابا یه سلام 28.6   مگابایت

 

+ نوشته شده در  88/09/18ساعت 19:39  توسط rasoooooooooooool  | 

تبريز به عنوان نخستين پايتخت تشيع در جهان اسلام به ثبت رسيد

تبريز به عنوان نخستين پايتخت تشيع در جهان اسلام به ثبت رسيد

 تبريز مركز استان آذربايجان شرقي در راستاي ثبت ميراث معنوي با حضور رئيس جمهور به عنوان نخستين پايتخت تشيع در جهان اسلام به ثبت رسيد.


به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، محمود احمدي‌نژاد امشب با حضور در همايش «تبريز نخستين پايتخت تشيع جهان اسلام» سند ثبت تبريز را رونمايي كرد.
آيت‌الله محسن مجتهدشبستري، نماينده ولي فقيه در آذربايجان شرقي، سيدمحمد حسيني، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، حميد بقايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي و احمد عليرضا بيگي، استاندار آذربايجان شرقي در اين آيين حضور داشتند.
رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري آذربايجان شرقي در اين مراسم بيان داشت: استان آذربايجان شرقي و شهر تبريز از ديرباز به عشق اهل بيت (ع) شهره خاص و عام بودند و هنوز هم اين ارادت افتخار مردم اين ديار است.
تراب محمدي افزود: بنا به تصميم سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كشور براي به ثبت رساندن برخي اتفاقات، حوادث و يادها براي جاودانه شدن در حافظه تاريخ و به پاس خدمات ارزنده و ارادت بي‌شائبه مردم اين ديار به اهل بيت (ع) پيشنهادي مبني بر ثبت معنوي شهر تبريز به عنوان پايتخت تشيع در جهان اسلام مطرح و با موافقت مواجه شد و امروز با حضور رئيس‌ جمهور تبريز به عنوان نخستين پايتخت تشيع در جهان اسلام به ثبت رسيد.

 

جنجال برسر اظهارات احمدی نژاد درباره پایتخت شیعه
روزنامه خبر نوشت:

رئیس جمهور در حاشیه سفر به تبریز، اقدام به رونمایی از سندی کرد که اگر چه «ملی» نام گرفته بود اما زمینه‌های نارضایتی‌هایی را به وجود آورده است.

محمود احمدی نژاد با حضور در همایش «تبریز؛ نخستین پایتخت تشیع درجهان اسلام»، سند ملی ثبت تبریز به عنوان پایتخت تشیع را امضا کرد.اقدامی که از سوی رئیس مجمع نمایندگان اردبیل بعید به نظر می‌رسد و می‌گوید: از آقای احمدی‌نژاد که خودش آذری‌زبان و از توابع اردبیل است بعید به نظر می‌رسد چنین کند. سیدکاظم موسوی که شخصاً از این اقدام رئیس‌جمهور خبر نداشت و به واسطه تماس روزنامه خبر متوجه این امر شد، ادامه داد: آقای احمدی‌نژاد مرد عاقل و عارفی هستند. همه می‌دانند که مرکز اشاعه فرهنگ تشیع در اردبیل بوده و اساساً صفویه از اردبیل برخاسته است.

او که می‌گفت در صورت صحت این خبر، حتماً آن را در دیدار هفته آینده‌اش با احمدی‌نژاد درمیان خواهد گذاشت، ابراز امیدواری کرد تا طرح موضوعاتی از این دست و رسانه‌ای شدن آن منجر به ایجاد فاصله، تفرقه و تشتت در میان مردم منطقه نشود، به ویژه آنکه هر دو طرف و حتی رئیس‌جمهور هم آذری‌زبان هستند. موسوی که از جمله حامیان احمدی‌نژاد در مجلس است، در توجیه این اقدام وی گفت: حتی اگر ایشان چنین کاری هم کرده باشند، یقیناً منظورشان تبریز نبوده، بلکه منطقه آذربایجان با مرکزیت اردبیل را پایتخت تشیع دانسته‌اند.

ولی اسماعیلی نماینده گرمی هم در زمره نمایندگان حامی احمدی‌نژاد است اما صراحتاً از اعتراض مردم اردبیل نسبت به این اقدام رئیس‌جمهور خبر داده و گفته است: معرفی تبریز به عنوان پایتخت تشیع، یک سرقت تاریخی است. وی با اشاره به مستندات تاریخی در مورد حکومت صفویان در اردبیل، اظهار داشت: حکومت این سلسله تاریخی از ابتدا در اردبیل آغاز شده و مهر حکومتی شاه‌اسماعیل در این شهر ساخته شده است. حتی مقبره شیخ‌صفی‌الدین اردبیلی و شاه‌اسماعیل و خانواده‌های آنان نیز در اردبیل قرار دارد. نماینده گرمی با بیان اینکه در زمان حکومت صفویه، اردبیل به عنوان «دارالارشاد» خوانده می‌شد، ادامه داد: ارتباط این سلسله با شهر تبریز تنها در آن است که شاه‌اسماعیل در مسجد جامع تبریز، حکومت صفوی را اعلام کرد. این یک مورد هم دلیل نمی‌شود که تبریز را پایتخت تشیع بنامند. او معتقد است که باید هرچه زودتر از این سرقت تارخی جلوگیری شود.

بشیر خالقی دیگر نماینده اردبیل هم اگرچه از اقدام احمدی‌نژاد خبر نداشت اما به «خبر» گفت که همه می‌دانند که اردبیل پایتخت صفویه بوده است. او نیز همچون دو نماینده دیگر این استان قول پیگیری و بررسی این موضوع را داد.

ثبت تبریز به عنوان پایتخت تشیع در مراسمی صورت گرفت که سیدمحمد حسینی وزیر ارشاد، حمید بقایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و احمد علیرضابیگی استاندار آذربایجان شرقی نیز در آن مراسم حضور داشتند اما هیچ یک از آنها اعتراضی به این اقدام نکردند.

البته در دولت نهم نیز شاهد چنین سوءتفاهامات قومی آن هم از ناحیه رئیس سازمان میراث فرهنگی و معاون وی بوده‌ایم. اسفندیار رحیم‌مشایی در جمع بیش از ۶۰ نفر از سفرای خارجی در سنندج، سرزمین آذربایجان غربی را سرزمین کردها نامیده بود که با انتقاد شدید نمایندگان ارومیه مواجه شد.

کما اینکه نادر قاضی‌یور به طعنه وی را متخصص مردم‌شناسی خواند که با اظهاراتش امنیت ملی، یکپارچگی و وحدت اقوام را تحت ذهنیات خود قرار می‌دهد. این نماینده ارومیه به استناد اعتراض مردم منطقه از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی خواست تا با فراخوانی وی به مجلس، نتیجه بررسی خود را به استحضار نمایندگان برساند. او حتی در شهریورماه سال گذشته به رئیس جمهور به عنوان رئیس شورای امنیت ملی در این زمینه تذکر داد
+ نوشته شده در  88/09/14ساعت 20:0  توسط rasoooooooooooool  | 

گذری در صنایع دستی استان آذربايجان شرقی

گذری در صنایع دستی استان آذربايجان شرقی 


آذربايجان و بويژه شهر تبريز از دير باز در خلق قاليهای نفيس مشهور بوده است
موقعيت جغرافيايي
آذربايجان شرقي با وسعت 4/16254 كيلومتر مربع در گوشه شمال غربي فلات ايران قرار دارد. رود ارس حدود شمالي آن را با جمهوري هاي آذربايجان، ارمنستان و ايالت خود مختار نخجوان مشخص مي كند. رود قطـور و آب هـاي درياچه ارومـيه حدود غـربي با استان آذربايجان غربي است. در جنوب كشيدگي رشته كوهها،‌ دره ها، جلگه ها و دشتها موجب پيوستگي توپوگرافيك استان با آذربايجان غربي و زنجان شده است و در شرق نيز دره و رودخانه دره رود، كوههاي سبلان، چهل مند و گردنه صائين اين خطه را از استان اردبيل جدا مي كند.
جغرافياي تاريخي استان
آذربايجان در فارس ميانه آتور پاتكان، در آثار كهن فارسي آذربادگان يا آذربايگان، در فارسي كنوني آذربايجان، در يوناني بيزانس آذربيگانون، در ارمني اتراپاتاكان، در سرياني آذربايغان و در عربي آذربيجان ناميده شده است. تاريخ باستاني آذربايجان با تاريخ قوم ماد در آميخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ايران آرام آرام قسمت هاي غربي ايران از جمله آذربايجان را تصرف كرد .
صنايع دستي آذربايجان شرقي
دراستان آذربايجان شرقی رشته های گوناگون صنايع دستی وجود دارد. از مهمترين صنايع دستی استان می توان از قالی بافی ياد کرد. رشته هايی که در حال حاضر فعال است عبارت است از: قالی بافی، گليم بافی، جاجيم بافی، رنگرزی سنتی و چاپ کلاقه ای، سوزن دوزی، سفالگری و سراميک سازی، فرآورده های پوست و چرم، هنرهای مرتبط با چوب، حصير بافی، طراحی سنتی و نگارگری، صحافی و جلد سازی سنتی و ساير صنايع دستی که عمدتاً در زمينه گيوه دوزی چاروق دوزی و ... است.
قالی بافی
آذربايجان و بويژه شهر تبريز از دير باز در خلق قاليهای نفيس، نقش عمده ای داشته است. سابقه تاريخی هنری اين مردم به دوران مادها می رسد. طراحی فرش در اين مرز و بوم، سابقه طولانی دارد و طراحان بزرگی در اين منطقه وجود داشته اند که با خلق آثار گرانبها و با ارزش، خدمات ارزنده ای به فرش ايران کرده اند. تبريز يکی از مراکز بافندگی بسيار با اهميت ايران در زمينه قالی بافی است. فرش های آن چه آنها که زينت بخش موزه ها ی معتبر جهان است. و يا در مجموعه کلکسيونرهای مشتاق جای گرفته اند و يا آنهايی که در مقياس زياد سر از بازارها و چهار سوق ها در می آورند، همواره خوش اقبال و خوش معامله هستند.
از هنرمندان اين رشته می توان به مير منصور، رسام ارژنگی، عبدالله باقری، احمد عماد، حبيب الله امين افشار، ميرزا تقی خيابانی، جعفر پاکدست، عباسعلی اعلاباف، اکبر برگی، قلی نامی، محمد حسن نجف زاده معروف به بنام تبريزی، ايپکچی، اهرابی، جوان، سلماسی، ممقانی، تهرانچی، آنتيکچی و طباطبايی اشاره کرد.
اولين عناصر و نقش سايه های سنتی ايران نظير اسليمی ها و ختايی ها قبل از آنکه از طريق مکتب اصفهان و فرهنگ دوره صفوی ابعاد جهانی يابند، از طريق نگاره ها و تذهيب و مرقعات برروی فرشهای شمالی غرب ايران و تبريز ظاهر شدند. نقشه های اين فرشها اگر چه نام و نشانی برخود ندارند ولی در آن حدی از کمالند که طرح و رنگ آنها را می توان با آثار بهزاد و سلطان محمد و ديگر هنرمندان عصر مقايسه کرد. به دنبال رکود پس از عصر صفوی، تبريز در اواخر قاجاريه، از اولين شهرهايی است که تجارت فرش به طور گسترده در آن رواج می يابد و بازار پررونقی برای شرکتهای اروپايی می شود.
فرش های تبريز در هفتاد سال اخير اغلب با طرحهای گلدانی، محرابی، شکارگاه، هراتی گل فرنگ، شاه عباسی، بندی، خشتی يا قابقابی، منظره بافی، قاب قرآنی، افشان، اسليمی و بعضی از آثار و ابنيه اسلامی از کوچکترين تا بزرگترين اندازه های ممکن بافته شده اند. از ديگر طرحهای رايج در تبريز می توان به ريز ماهی، لچک ترنج و بته اشاره کرد. بافت انواع فرشهای سنتی با طرحها و رنگهای بديع و زيبا نمايشگر اوج تسلط طراحان و بافندگان برفنّ بافت است. چنين است تلفيق رنگهای سنتی و رنگهای متنوع ديگر که به طور هنرمندانه صورت می گيرد هر چند که ارزش رنگرزی گياهی قابل مقايسه با رنگرزی شيميايی نيست.
مورد ديگری که به عنوان طراحی تابلو و عموماً تحت تأثير طراحی اروپايی در تبريز رايج شده است و ظاهراً بازار گرمی نيز دارد، جای بحث دارد. اين تصاوير همراه بافتی نفيس و درخشان نتايج حيرت باری را به ارمغان آورده است.
مسأله ديگری که در طراحی امروز نقشه های فرش در تبريز وجود دارد آن است که به ظاهر طراحی و رنگ تا حدودی جنبه ذوق آزمايی شخصی پيدا کرده است و بر اساس ذوق و استعداد و توانايی تعدادی هنرمند و يا تحت تأثير عوامل بيرونی طراحی می شود. با اطمينان می توان گفت اگر تبريز آسيبهای ناشی از بحران تورم و کمبود مواد مورد نياز را از عرصه توليدات دور سازد، تا ساليان طولانی فرش تبريز فرش غير قابل رقابت محسوب خواهد شد و فرشهای زيبا و نفيس آن کماکان در آن سوی مرزها به فتح بازارهای فرش خواهد رفت.

+ نوشته شده در  88/09/14ساعت 19:58  توسط rasoooooooooooool  | 

در بازدید از جاذبه های آذربایجان شرقی مطرح شد:

در بازدید از جاذبه های آذربایجان شرقی مطرح شد:    
1388/06/21
تاكيد بر ویژگی های بومی عامل مهمي برای جذب گردشگر هستند



غذاها، البسه، شعر و موسیقی محلی، عامل مهم و موثری در افزایش رغبت و جذب گردشگران برای بازدید از جاذبه های ایران می باشد.
به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی، «محمد شریف کانوته» در بازدید از جاذبه های استان آذربایجان شرقی، گفت: توجه به ویژگی های بومی و منطقه ای نقش مهمی در افزایش اطلاعات و علاقمندی مردم برای سفر به ایران و نقاط مختلف آن می تواند داشته باشد.

کاردار کشور مالی در ایران، اولین سفر خود به آذربايجان شرقی را سفری پر خاطره و دلپذیر دانست که در آن با جاذبه های مختلف و متنوع استان آشنا شده است.

کانوته با اشاره به گستردگی بی مانند بازار تاریخی تبریز، از اینکه فرصت چند ساعته ای برای دیدن تمام بخشهای این بنای تاریخی در اختیار نداشت و فقط چند راسته و تیمچه را دیده ناراحت بود و ابراز امیدواری می نمود در سفر آتی اش به تبریز بتواند بزرگترین سازه سرپوشیده جهان را به طور کامل ببیند و از دیده هایش عکس بگیرد.

کاردار كشور مالی که در بازدید از مسجد جامع تبریز دو رکعت نماز نیز در آن محیط زیبا و تاریخی به جا آورده بود در این رابطه گفت: خوش به حال مردم این شهر که می توانند در محیطی چنین زیبا و معنوی به ذکر پروردگار بپردازند.

وی تصریح نمود: استان آذربایجان شرقی با توجه به جاذبه هایی که دارد می تواند سرمایه گذاران زیاد و متنوعی را جذب نماید و این نشانه توانمندی منطقه در برآورده نمودن خواسته های افراد مختلف دانست.

به عقیده کانوته غذاهای آذربایجان شرقی نیز می تواند به عنوان جاذبه منحصر به فردی مورد توجه بیشتر قرار بگیرد چون در طعم و مزه و کیفیت و خواص دارای برتری های قابل توجهی هستند و کسی نیست که به تبریز بیاید و نخواهد کباب یا کوفته یا دلمه این شهر را امتحان نكند .

وی که حدود سه سال است در ایران سکونت دارد، موسیقی و لباس های محلی ایران عاملی مهم در جذب گردشگر دانست و افزود: گردشگر خارجی برای دیدن برج و ساختمان و لباس های مد روز به کشوری نمی رود، بلکه دیدن مردمی با لباس های سنتی و محلی که ریشه در باور ها و اعتقادات آنها و پیشینیانشان دارد و شنیدن آوا ها و نغمه هایی که هر کدام گوشه ای از تاریخ و فرهنگ کشور هستند، بسیار جذاب تر و مورد پسند تر است.

محمد شریف کانوته در پایان سخنانش، زیبایی و طراوت جنگلهای ارسباران را ستود و گفت: برای من که کشورم از چنین جنگل هایی بی بهره است دیدن این سرسبزی و زیبایی بسیار دلپذیر بوده و خاطره سفر به آذربایجان شرقی را در ذهنم جاودان نموده است.(پایان خبر)
+ نوشته شده در  88/09/14ساعت 19:54  توسط rasoooooooooooool  | 

تاریخچه

تاریخچه ی زبان پارسی در آذربایجان

در كتاب «البلدان یعقوبی» می‌خوانیم: «مردم شهرهای آذربایجان و بخش‌های آن، آمیخته‌ای از ایرانیان آذری و جاودانیان قدیمی، خداوندان شهر (بذ) هستند كه جایگاه بابك (خرمی) بود.» ۱

در فتوح البلدان بلاذری (تألیف ۲۵۵ ق / ۲۴۸ خ) نیز در فصل «‌فتح آذربایجان» خبر از فهلوی بودن زبان آذربایجان می‌دهد.۲

در این كه زبان مردم آذربایجان ایرانی بوده، جای تردیدی نیست. بی‌گمان «‌آذری» از لهجه‌های ایرانی به شمار می‌رفته است و همه ی مؤلفان اسلامی نخستین سده‌های هجری در این باره اتفاق نظر دارند.

دانشمند و جهان گرد نام دار سده ی چهارم هجری به نام «‌ابوعبدالله بشاری مقدسی» در كتاب خود با عنوان «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم»، كشور ایران را به هشت اقلیم بخش كرده و پیرامون زبان مردم ایران می‌نویسد:

«‌زبان مردم این هشت اقلیم عجمی (ایرانی) است. برخی از آن ها دری و دیگران پیچیده‌ترند. همگی آن‌ها فارسی نامیده می‌شوند»۳ وی سپس چون از آذربایجان سخن می‌راند، چنین می‌نویسد:

«‌زبانشان خوب نیست. در ارمنستان به ارمنی و در اران ۴به ارانی سخن گویند. پارسی آن ها مفهوم و نزدیك به فارسی است در لهجه.» ۵

ابوعبدالله محمد بن احمد خوارزمی كه در سده ی چهارم هجری می‌زیسته، در كتاب «‌مفاتیح العلوم»، زبان فارسی را منسوب به مردم فارس و زبان موبدان دانسته است. هم او زبان دری را زبان خاص دربار شمرده كه غالب لغت های آن از میان زبان‌های مردم خاور و زبان مردم «‌بلخ» است. همو در پیرامون زبان پهلوی چنین می گوید:

«‌فهلوی (پهلوی) یكی از زبان‌های ایرانی است كه پادشاهان در مجالس خود با آن سخن می‌گفته‌اند. این لغت به پَهلَو منسوب است و پهله نامی است كه بر پنج شهر [سرزمین] اطلاق شده: اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند و آذربایجان» ٦

ابن حواقل در ادامه‌ی سخن، به زبان‌های مردم ارمنستان و اران نیز اشاره كرده و زبان آن‌ها را جز از زبان فارسی دانسته است. وی در این باره می‌نویسد: «‌طوایفی از ارمینیه و مانند آن، به زبان‌های دیگری شبیه ارمنی سخن می‌گویند و همچنین است مردم اردبیل و نشوی [نخجوان] و نواحی آن‌ها. و زبان مردم بردعه ارانی است و كوه معروف به قبق [قفقاز] كه در پیش از آن گفت و گو كردیم، از آن ایشان است و در پیرامون آن كافران به زبان‌های گوناگونی سخن می‌گویند.» ۷

در كتاب "المسالك و ممالك" نیز درباره ی «‌آذربایجان» چنین می‌خوانیم: «‌و اهل ارمینیه و آذربایجان و اران به پارسی و عربی سخن می‌گویند.» ۸

ابن حوقل نیز این مساله را به روشنی بیان كرده و می‌نویسد: «‌زبان مردم آذربایجان و بیش تر مردم ارمینیه، فارسی است و عربی نیز میان ایشان رواج دارد و از بازرگانان و صاحبان املاك كم تر كسی است كه به فارسی سخن گوید و عربی را نفهمد». ۹

علامه قزوینی در كتاب "بیست مقاله" از قول ماركوارت، خاور شناس نام دار آلمانی كه در كتاب "ایرانشهر" خود آورده، می‌نویسد: «‌اصل زبان حقیقی پهلوی عبارت بوده است از زبان آذربایجان، كه زبان كتبی اشكانیان بوده است. چون مركوارت از فضلا و مستشرقین و موثقین آن ها است و لابد بی ماخذ و بدون دلیل سخن نمی‌گوید.» ۱۰

مسعودی هم لهجه‌های پهلوی، دری و آذری را از یك ریشه، و تركیب كلمه های آن‌ها را یكی دانسته و همه‌ی آن‌ها را از زمره‌ی زبان‌های فارسی نامیده است. ۱۱ وی در این كتاب، نكاتی آورده كه خلاصه‌ی آن چنین است: ‌ایران یك كشور است و یك پادشاه دارد و همه از یك نژادند و چند زبان در آن جا مرسوم است كه همه را شمرده و گفته است كه این زبان‌ها با وجود اختلاف طوری به یكدیگر نزدیك است كه همیشه این مردم یكدیگر را كم و بیش می‌فهمند و مسعودی در پایان گفته است كه زبان‌های مهم ایـران، عبارت از سغدی، پهلوی، دری و آذری است. وی، آذری را هم در ردیف زبان‌های اصلی ایران شمرده است. ۱۲

باید توجه داشت كه عنصر و فرهنگ و زبان عرب به رغم فشارهای زیاد بر زبان و فرهنگ ایرانی در طول تاریخ، نتوانست زبان و فرهنگ اصیل ایرانی را تحت سیطرهی خود درآورد. ارانسكی، دانشمند نام دار روسی، ضمن بحثی مشروح پیرامون این نكته نوشت: «‌زبان ادبی پارسی پس از عقب نشاندن عربی در خراسان و ماوراالنهر، اندك اندك در دیگر نواحی ایران (به معنای وسیع كلمه) نیز زبان تازی را منهزم ساخت». ۱۳

یاقوت حموی هم كه در سده ششم - هفتم هجری می‌زیسته است، ضمن اشاره به زبان مردم آذربایجان كه همان آذری بود، می نویسد: «آنها [مردم آذربایجان] زبانی دارند كه آذری گویند و جز خودشان نمی‌فهمند». ۱۴

دكتر محمودجواد مشكور در كتاب "نظری به تاریخ آذربایجان" می‌نویسد: «‌زمانی كه به سال ۴۸۸ ق [۴۷۴  خ]، ناصر خسرو با قطران در تبریز دیدار می‌كند مردم به زبان پهلوی آذری (فارسی) سخن می‌گفتند، اما به فارسی دری نمی‌توانستند سخن بگویند (به فارسی پهلوی – آذری سخن می‌گفتند) ولی همه ی نامه نگاری های خود را به فارسی دری انجام می دادند. با این توضیح كه زبان دری نه تنها در آذربایجان و ییش تر ولایت های ایران چون گیلان و مازندران، كردستان، بلوچستان و دیگر جاها زبان گفت و گو میان مردم نبود، بلكه فقط و فقط لفظ قلم و نامه نگاری و زبان آموزش درس بود. ۱۵

حمدالله مستوفی، در مورد مردم گیلان و نزدیكی آن با زبان پهلوی نیز اشاره‌ای دارد؛ وی در وصف مردم تالش چنین می‌گوید: «‌مردمش سفید چهره‌اند بر مذهب امام شافعی، زبانشان پهلوی به جیلانی باز بسته است.» ۱٦

حمدالله مستوفی هم كه در سده‌های هفتم و هشتم هجری می‌زیست، ضمن اشاره به زبان مردم مراغه می‌نویسد: «‌زبانشان پهلوی مغیر است» ۱۷ مقصود از مغیر، شكل دگرگون شده ی زبان آذری است كه از فارسی (پهلوی) باستان جداشده و دگرگونی یافته است.

دكتر محمدجواد مشكور درباره ی تداوم زبان آذری در سده ی هشتم هجری می‌گوید: «‌در فارسی بودن نامه نگاری ها در آذربایجان سده ی هشتم هجری این که، نامه‌ای به مهر سلطان ابوسعید بهادرخان (۷۳٦ ق) در آن استان به دست آمده كه خطاب به مردم اردبیل و به فارسی است كه در آن از دو جماعت مغول و تاجیك ۱۸ سخن به میان آمده و از تركان سخن نرفته است. این امر نشانگر آن است كه در آن زمان، زبان تركی در میان مردم آذربایجان غلبه نیافته بود و بیش تر مردم به آذری (پهلوی) یا فارسی پهلوی سخن می‌گفتند» ۱۹ از این جا روشن می شود كه مؤلفان و دانشمندان تاریخی تا سده ی هشتم هجری، زبان مردم آذربایجان را پهلوی (آذری) نامیده‌اند. وی در دنباله ی سخن، خبری از حمدالله مستوفی (صاحب نزهه القلوب) آورده و از آن نتیجه گرفته است كه:

«‌در سده ی هشتم، هنوز تركان، چادرنشین یا ده نشین بودند و به شهرها راه نیافته بودند و ترك و تاجیك (فارس) از هم جدا بودند و مردم تبریز، اردبیل، مشكین شهر، نخجوان، ده‌خوارقان و دیگر جاها، هنوز زبانشان تركی نشده بود». ۲۰      

عباس اقبال می‌نویسد: تا حدود سال ۷۸۰ ق [۷۵۷ خ]، كه سلسله ی تركمانان قراقویونلو در آذربایجان مستقر گردید با وجود چند بار استیلای طایفه های گوناگون ترك و مغول بر ایران (سلاجقه، خوارزمشاهیان، چنگیزخان و تیموریان) زبان تركی و مغولی به هیچ روی در ایران رایج نگردید. یعنی پس از بر افتادن این سلسله‌ها غیر از ایلات معدودی كه لهجه‌هایی از تركی و مغولی داشتند و فقط میان خود، به آن‌ها سخن می گفتند، آثار زبان‌های تركی و مغولی از شهرهای عمده و از میان ایرانیان به كلی برافتاد و در میان عامه نشانی نیز از آن برجای نماند و اگر تنها اثری از آن ها دیده شود (به طور پراكنده و نادر) در كتاب های تاریخی است كه در آن دوره‌ها نوشته شده. مانند "جامع‌التواریخ" رشیدی و "تاریخ وصاف" و "ظفرنامه" و غیره (كه نمونه‌هایی از آثار نثر فارسی در دوران پس از یورش مغول‌اند).

استیلای تركمانان قراقویونلو بر شمال غربی ایران، كه از ۷۸۰ تا ۹۰۸ ق [۷۵۷ تا ۸۸۱ خ] به درازا کشید، جمع بسیاری از طایفه های تركمان را كه به دست سلاجقه از ایران به سوی ارمنستان و الجزیره و آناتولی و سوریه رانده شد و در آن نواحی با وضع ایلیایی زندگی می‌كردند، به ایران بازگرداند.

هنگامی كه شاه اسماعیل صفوی برای تصرف تاج و تخت قیام كرد، از آن جا كه بخش مهمی از این تركمانان به مذهب شیعه درآمده و بر اثر تبلیغات شیخ جنید، جد شاه اسماعیل و سلطان حیدر، پدر او، به نام صوفیان روملو یا اسامی دیگر به این خاندان (صفوی) گرویده بودند، شاه اسماعیل از ایشان یاری خواست. چنان كه هفت هزار نفری كه در اوایل سال ۹۰۵ ق [۸۷۸خ] در ناحیه‌ی ارمنستان، نخستین بار گرد شاه اسماعیل جمع آمدند، از طایفه های گوناگون ترك و تركمانان یعنی ایلات شاملو، استاجلو، قاجار، تكلو، ذوالقدر و افشار بودند و چون هر یك از ایشان از عهد سلطان حیدر [۸۹۳-۸٦۰ ق / ۸٦۷- ۸۳۵ خ] تاجی از سقولاب یعنی چوخای قرمز به نام "تاج حیدری" بر سر داشتند، به اسم "قزلباش" یعنی "سرخ سر" معروف شدند.

با تمامی این احوال، مطابق شواهدی كه در دست است، زبان آذری (فارسی) تا عهده شاه عباس بزرگ در میان عامه و اهالی آذربایجان معمول بود و حتا مردم تبریز در عهد شاه عباس چه علما و چه قضات، چه عوام و بازاری، چه افراد خانواده، به همین زبان آذری (فارسی) سحن می گفتند. ۲۱

دكترمحمد جواد مشكور نیز می‌نویسد:

در دوره ی صفویان چنان كه از اخبار و اسناد تاریخی پیدا است، در سده ی ۱۱ هجری یعنی تا اواخر دوره ی شاه عباس بزرگ، زبان آذری (فارسی)، همچنان در میان مردم آذربایجان رایج و معمول بود. چنان كه حتا در تبریز هنوز به شهادت رساله ی "روحی انارجانی" (تألیف همان عصر یعنی سده ی ۱۱ هجری) به همین زبان یعنی زبان آذری دری یا فارسی سخن می‌گفتند. ۲۲  

بنا به نوشته ی رحیم رضازاده مالك: «‌گویش آذری (فارسی) تا سال‌های انجامین سده ی دهم و باشد كه تا نیمه ی سده ی یازدهم در آذربایجان دوام آورد.» ۲۳      

در كتاب «‌روضات الجنان و جنات الجنان» تألیف حافظ حسینی كربلایی تبریزی چنین آمده كه چون در سال ۸۳۲ ق [۸۰۸خ] میرزا شاهرخ برای سركوبی میرزا اسكندر، پسر قرایوسف قراقویونلو، به آذربایجان لشكر كشید، در تبریز به زیارت حضرت پیر حاجی حسن زهتاب، كه از بزرگان صوفیه ی آن زمان بود، آمد. در رشت نیز محله‌ای وجود دارد كه در گذشته تركی زبانان آذربایجان در آنجا سكنا داشتند. مردم گیلان این كوی را «كرد محله» (محله ی كردان) می‌نامیدند. هنوز هم این نام در شهر رشت باقی است. در ضمن در گویش گیلكی می‌توان به عنوان‌هایی چون «‌كرد خلخالی» «‌كرد اردبیلی» و از این گونه اصطلاحات برخورد. این ها همه نشانه‌هایی از نزدیكی مردم آذربایجان و كردستان و گیلان و به عبارت دیگر از نزدیکی تاریخی و فرهنگی و زبانی ساكنان سرزمین ما است.

استاد محیط طباطبایی در این باره می‌نویسد: «‌زبان آذری، شعبه‌ای از زبان پهلوی عصر ساسانی متداول در غالب نواحی شمالی و غربی و جنوب غربی ایران بوده است. لهجه‌ای كه پس از غلبه ی مسلمانان بر این ناحیه تا سده ی یازدهم هجری، به شهادت "سیاحت‌نامه" ی اولیا چپلی، جهان گرد عثمانی كه از تبریز در آن زمان دیدن می‌كرد، همچنان متداول بوده است.» ۲۴

اولیا چپلی ترك كه در سال ۱۰۱۵ ق [۹۸۵  خ] در زمان شاه صفی تبریز را دیده،‌ در سیاحت نامه ی خود درباره ی زبان مردم تبریز در این عصر نوشته است: «‌ارباب معارف در تبریز فارسی دری تكلم می‌كنند. لیكن دیگران لهجه‌ای مخصوص (پهلوی) دارند». وی در دنباله ی سخنان خود، جملات گفت و گوهای اهالی تبریز را نقل كرده است كه استاد مشكور نیز در كتاب خود بدان‌ها اشاره كرده است.» ۲۵      

از جمله آثاری كه در سده ی یازدهم هجری تألیف شده و گواه مستندی بر رواج زبان آذری در این سده است، فرهنگ برهان قاطع اثر محمدحسین برهان تبریزی (تألیف سال ۱۰٦۳ ق / ۱۰۳۲ خ) در حیدرآباد هند است. این اثر نشان می‌دهد كه در زمانی كه مؤلف تبریز را به قصد هند ترك كرده، زبان فارسی در میان اهل دانش و مردم عادی رواج داشته است.

به نوشته ی كسروی: «‌از عهد مغول تا آخر تیموریان (یا ظهور صفویان) چند شاعر ترك در خراسان پیدا شده اما هیچ شاعر تركی در آذربایجان پیدا نشد». ۲٦      

حتا شاعرانی كه در دوره ی صفویه پیدا شدند، چون ریشه تاریخی و بومی نداشته اند، شعرشان لطف و ارزش شعری زیادی نداشت.

از این رو وجود شاعران تركی گویی كه از آذربایجان برخاسته‌اند، دلیل این نیست كه زبان باستان آذربایجان تركی بوده است. از سده ی چهارم به بعد اغلب پادشاهان و فرمان روایان ایران ترك بوده‌اند و طایفه هایی از تركان به نقاط مختلف ایران كوچیده بودند. لذا برخی از شاعران، به ویژه گویندگان درباری و متصوفه، این زبان را فرا می‌گرفتند و در مواقع لزوم یا برای نزدیکی به دربار، یا برای تفنن و هنرنمایی یا برحسب امر و اشارت حاکمان و یا برای جلب توجه و ترغیب مریدان خود، ملمع یا غزلی به زبان تركی می‌سرودند. مانند جلال الدین مولوی و فرزندش سلطان ولد و ادیب شرف‌الدین عبدالله شیرازی ملقب به وصاف (نیمه ی نخست سده ی هشتم) و نورا (معاصر صاحب دیوان) ابقاخان و دیگران. ۲۷      

دیگر آن که پیرامون تأسیس دولت صفویه و روی كار آمدن شاه اسماعیل صفوی، تا آن‌جا كه تاریخ ها و تذكره‌ها نشان می‌دهد، كسی از شاعرانی آذربایجان شعری به تركی نگفته است، در صورتی كه در میان شاعرانی كه از دیگر استان‌های برخاسته‌اند، بودند كسانی كه در برابر فرمان امیر و یا برای ایجاد محیط مذهبی،‌ ناگزیر به سرودن شعر تركی شده‌اند، مانند عزالدین پدر حسن اسفرائینی ۲۸ كه در اوایل سده ی هفتم در اسفرائین زاده شده ۲۹ و در نیشابور به تحصیل علم و ادب پرداخته، در سخن پارسی و تازی و تركی مهارتی به سزا یافته است و نخستین غزل تركی در ایران نیز بدو منسوب است. مطلع غزل او چنین است:

آییردی كو كلومی بیر خوش قمریوز جانفرا دلیر       نه دلبر؟ دلبر شاهد، نه شاهد؟ شاهد سرور ۳۰  

عمادالدین نسیمی هم شاگرد خلیفه شاه فضل‌الله نعیمی حروفی، كه برای تبلیغ عقاید خود یعنی مذهب حروفی، ناگزیر شده شعرهایی به زبان تركی بگوید. در صورتی كه پیشوای وی شاه فضل‌الله نعیمی تبریزی تا پایان عمر حتا یك مصراع هم به تركی شعر نگفته است. حتا دختر نعیمی به رغم استعداد عجیبی كه در شعر داشت، تا آخرین لحظه ی حیات. سخنی جز به فارسی بر زبان نیاورد.

از سویی سبك شعرهایی كه گویندگان آذربایجان در زمان صفویه به زبان تركی سروده‌اند، خود نشان می‌دهد كه این شعرها پایه و بنیادی دیرین ندارد و آثار ادبی یك زبان تازه و جوان است و تلفظ و ارزش شعری زیاد ندارد و فقط می‌تواند مراحل تطور منظم تركی آذربایجان را روشن كند.

به شهادت كتاب "تذكره الشاعرانی آذربایجان"، در آذربایجان چه در دوران صفویه و چه بس از آن، شعر چندانی به زبان تركی به چشم نمی‌خورد. با این كه مؤلف این کتاب، افزون بر شعر شاعران بزرگ و عالی قدر آذربایجان، ‌شعر شاعران درجه دوم و سوم محلی را نیز نقل كرده، ولی بیش تر شاعران گروه اخیر نیز به فارسی شعر گفته‌اند و كم تر شعری به زبان تركی دارند. بنا به شهادت كتاب یاد شده، از میان شاعران بزرگ تنها صائب تبریزی، دو غزل تركی در دیوان معروف خود دارد. ۳۱      

در كتاب "تذكره الشاعرانی آذربایجان" صدها شاعر تبریزی معرفی شده‌اند كه همگی به فارسی شعر سروده‌اند حتا واحد، شاعر سده ی ۱۱ هجری كه شعرهایی به تركی دارد، باز بیش تر آثار مثنوی و شعرهایش را به فارسی سروده است.

«‌پس از روی كار آمدن صفویه و ترویج تركی به وسیله ی آنان و نیز قتل عام‌های متوالی مردم آذربایجان توسط تركان متعصب عثمانی در جنگ‌های متمادی با ایران، به تدریج زبان آذری از شهرها و نقاط جنگ زده و كشتار دیده ی آذربایجان رخت بربست و فقط در نقاط دور دست باقی ماند كه آن هم در گذشت زمان و در نتیجه ی این که ساكنان آن نقاط به مراورده با شهرنشینان ترك زبان ناگزیر شدند، روی به ضعف و اضمحلال نهاد، ولی هنوز باز جاهایی هستند كه در آن ها به همین لهجه‌ها به نام «‌تاتی» و «‌هرزنی»سخن می گویند. ۳۲ 

- - -    

پی نوشت ها:

۱-   الیعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، كتاب البلدان، چاپ لیدن، ۱۸۹۷، برگ ۳۸.

۲ -  بلاذری، احمد بن‌یحیی، فتوح‌البلدان، ترجمه دكتر آذرتاش آذرنوش، تصحیح استاد علامه محمد فرزان، انتشارات سروش، ۱۳٦۴، چاپ دوم، برگ های ۸۷ و ۸۸.

۳-   المقدسی، شمس‌الدین ابوعبدالله محمدبن احمد، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ترجمه دكتر علینقی وزیری، جلد 1، چاپ اول، انتشارات مؤلفان و مترجمان ایران، ۱۳٦۱، برگ ۳۷۷.

۴-   اران منطقه بالای رود ارس را می‌نامیدند.

۵-   منبع فوق، بخش دوم، برگ ۷۷.

٦-  خوارزمی محمد، مفتایح العلوم، ترجمه حسین خدیو جم، چاپ اول، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، تهران، ۱۳۴۷، برگ ۱۱۲.

۷-   ابن‌حوقل، صوره‌الارض، ترجمه جعفر شعار، انتشارات امیركبیر، ۱۳٦٦، چاپ دوم، برگ ۹٦.

۸-   اصطخری، ابراهیم، المسالك و ممالك، ترجمه اسعدبن‌عبدالله تستری، به كوشش ایرج افشار، مجموعه انتشارات ادبی و تاریخ موقوفات دكتر افشار، ۱۳۷۳، برگ ۱۹۵.

۹-  ابن‌حوقل، صوره‌الارض، برگ ۹٦.

۱۰-  قزوینی، بیست مقاله، چاپ دوم، چاپ دنیای كتاب، ۱۳٦۳، برگ های ۱۸۴- ۱۸۳.

۱۱-  مسعودی، ابوالحسن علی بن حسینی،‌التنبیه و الاشراف، ترجمه ابوالقاسم پاینده، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ۱۳۴۹، برگ های ۷۳ و ۷۴.

۱۲-  همان منبع.

۱۳- م. ارانسكی، مقدمه فقه اللغه ایرانی، ترجمه كریم كشاورز، تهران، انتشارات پیام، ۱۳۵۸، برگ ۲٦۷.

۱۴-  حموی، یاقوت، معجم‌البلدان، جلد اول، چاپ لایپزیك، ۱۸٦٦، برگ ۱۷۲.

۱۵- ذكا، یحیی، كاروند كسروی، چاپ دوم، ۲۵۳٦، برگ های ۳۲۳- ۳۷۱.

۱٦-    مستوفی، حمدالله، نزه القلوب، به اهتمام دكتر محمد دبیرسیاقی، برگ ۱۰۷.

۱۷-   حموی، یاقوت، معجم‌البلدان، برگ ۱۷۲.

۱۸-   تاجیك در اصطلاح یعنی ایرانی و ایرانی زبان.

۱۹-  مشكور، دكتر محمدجواد، نظری به تاریخ آذربایجان چاپ اول، تهران، انجمن آثار ملی، تهران ۱۳۴۹، برگ  ۲۰۸ به بعد.

۲۰-    همان، برگ های ۲۳۹ و ۲۴۰.

۲۱-    اقبال آشتیانی، عباس. مجله یادگار، (نقل از كتاب فارسی در آذربایجان به قلم عده‌ای از دانشمندان‌، جلد ۱، برگ های ۱۵٦ تا ۱۵۹).

۲۲-   محمدجواد مشكور، نظری به تاریخ آذربایجان، انجمن آثار ملی، تهران، ۱۳۴۹، برگ ۲۴۲.

۲۳-   رضازاده مالك، رحیم، گویش‌ آذری، رساله روحی انارجان، انجمن فرهنگ ایران باستانی، تهران، ۱۳۵۲، برگ ۱۲.

۲۴-    طباطبایی، محیط،‌ مجله گوهر، نقل از كتاب زبان فارسی در آذربایجان، ج ۱، برگ ۴۱۴.

۲۵-    دكتر محمدجواد مشكور، رك: نظری بر تاریخ آذربایجان، برگ ۲۴۲.

۲٦-   كسروی، احمد، آذری، زبان باستان آذربایجان، برگ های ۱۸و ۱۹.

۲۷-   خیام‌پور، عبدالرسول،‌ ترجمه كلمات و اشعار تركی، مولانا، سال سوم و چهارم، نشریه دانشكده ادبیات دانشگاه تبریز (نقل از زبان فارسی در آذربایجان،‌ جلد ۱، برگ های ۲٦۷ و ۲٦۸)

۲۸-   وی، مرید عارف و موحد و مرید شیخ جمال الدین ذاكر، از جمله خلفای شیخ‌الاسلام علی لالاست.

۲۹-    تربیت، محمدعلی، دانشمندان آذربایجان، طبع مجلس، تهران، برگ ۳۸۸.

۳۰-  دولتشاه سمرقندی، رك: تذكره الشاعران، به همت محمد رمضان، چاپ دوم، انتشارات خاور، ۱۳٦٦، برگ ۱٦۵.

۳۱-   دیهیم، محمد، تذكره‌الشاعرانی آذربایجان، جلد ۲، چاپ تبریز ۱۳٦۷، برگ ۳۷۷.

۳۲-   كارنگ، عبدالعلی، قاتی و هرزنی دو لهجه از زبان باستان آذربایجان، چاپ تبریز ۱۳۳۳، برگ ۲۷۳

+ نوشته شده در  88/09/14ساعت 19:48  توسط rasoooooooooooool  | 

مناطق گردشگری


                                                                 
مناطق نمونه آذربايجان شرقي به سرمايه گذار سپرده مي شود

از ميان 19 منطقه نمونه گردشگري استان آذربايجان شرقي، موافقت‌نامه تاسيس 6 منطقه صادر شده و براي واگذاري به 6 سرمايه گذار آماده است.

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ از ميان 19 منطقه نمونه گردشگري استان آذربايجان شرقي، موافقت‌نامه تاسيس 6 منطقه صادر شده و کار تهيه طرح جامع مناطق نمونه گردشگري اين مناطق براي واگذاري به سرمايه‌گذار آغاز شده است.

 "ابراهيم مومني"، کارشناس مسئول مناطق نمونه گردشگري استان آذربايجان شرقي به ميراث خبر گفت:« مناطق انتخاب شده گردشگري در آذربايجان شرقي شامل: پيام مرند، بندر رحمانلو، عجب‌شير، حاشيه سد علويان مراغه، حاشيه رودخانه ارس جلفا، بندر شرفخانه و جزيره اسلامي است و 14 منطقه ديگر نيز براي انجام مطالعات جغرافيايي به مشاوره سپرده شده است.»

 منطقه کندوان اسکو، قلعه درسي کليبر، پيام مرند، قره قوشون بناب، منطقه شورسوي ملکان، کندوان ميانه، قوري گل بستان آباد، سد ستارخان اهر، چيچکلوي ورزقان، قرمزي گل آذرشهر، آب‌گرم اسب‌فروشان سراب، آب پيرسقاي چاراويماق، قلعه بربند هريس و قلعه ضحاک هشترود؛ نيز ازجمله مناطق چهارده گانه نمونه گردشگري در استان آذربايجان شرقي هستند.

 طبق مصوبه هيات دولت؛ ارسباران، جزيره اسلامى، روستاى کندوان، منطقه قلعه دره سى، روستاى پيام، منطقه شور سو، منطقه سد علويان، سد ستارخان، قلعه ضحاک، روستاى اشتبين و آبگرم اسبفروشان سراب و چند ناحيه ديگر ازجمله مهمترين مناطق نمونه گردشگرى منتخب در استان بشمار مي روند.

به گزارش ميراث خبر، براساس ماده دو آيين‌نامه مناطق نمونه گردشگري؛ اين مناطق نمونه برحسب ظرفيت در چهار سطح بين‌المللي، ملي، استاني و محلي براي ارايه خدمت به گردشگران داخلي و خارجي ايجاد مي شوند. از ميان مناطق نمونه آذربايجان شرقي، جزيره اسلامي و کندوان، مناطق نمونه گردشگري بين‌المللي هستند و سد علويان، بندر شرفخانه، سواحل ارس و قلعه کليبر، نيز ملي هستند. بندر رحمانلو و عجيب شير، حاشيه سد ستارخان هم به عنوان مثال مناطق گردشگري استاني تعريف شده‌اند.

کارشناس مسئول مناطق نمونه گردشگري استان آذربايجان شرقي، زمان بهره‌برداري از اين مناطق را دو تا سه سال عنوان کرد و افزود:« بسياري از اين مناطق قابليت اسکان و استفاده گردشگران را دارند و درحال تکميل امکانات هستند.»

 طبق ماده 6 آيين‌نامه اجرايي مناطق نمونه گردشگري؛ سازمان ملي زمين و مسکن، شهرداريها، سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري کشور و ساير وزارتخانه ها و سازمانهاي ذيربط موظفند پس از صدور موافقت‌نامه تاسيس برحسب درخواست سازمان حداکثر ظرف دوماه اراضي دولتي موردنياز را براي ايجاد منطقه با رعايت مقررات مربوطه به سرمايه گذار واگذار کنند.

 ابراهيم مومني، درخصوص رفع تملک زمينها گفت:« مشکلي در زمينه واگذاري زمين نداريم و سازمانهاي مرتبط همکاري خوبي با سازمان داشتند.»

مومني، درخصوص ايجاد زيرساخت‌هاي گردشگري در مناطق نمونه نيز گفت:« براي پيست اسکي در جزيره اسلامي جاده کشيده شده و طرح‌هاي منطقه آزاد ارس هم با توجه به آماده‌سازي زيرساخت‌هاي شروع و کاربري‌هاي تعريف شده است.»

 

سهند به "عروس" کوهستانهاى ايران شهرت دارد

 سهند يکى ديگر از مناطق گردشگرى با جاذبه‌هاى بيشمار طبيعى آذربايجان شرقى است که دامنه هاى آن به دليل رويش شقايق‌هاى پر تعداد به «عروس» کوهستان‌هاى ايران شهرت دارد. دامنه هاى سهند همچنين به دليل جارى بودن چشمه هاى فراوان و سبزى آن در فصول بهار و تابستان پذيراى انبوه گردشگران داخلى و خارجى علاقه مند به طبيعت گردى است. پيست اسکى سهند، آبهاى معدنى و دره‌هاى سرسبز و آباد دامنه هاى سهند ازجمله پتانسيل‌هاى اين منطقه براى توسعه صنعت گردشگرى در آن است. همچنين وجود جنگلهاى ارسباران به عنوان حوضچه ژنتيکى طبيعى و بين‌المللى در شمال شرقى آذربايجان شرقى يکى ديگر از جذابيتهاى منحصربفرد بوده که از طرف يونسکو منطقه حفاظت شده اعلام شده است. روستاى تاريخى و طبيعى وينق، ليقوان و امامزاده نوجه مهر ازجمله ساير مناطق تاريخى، گردشگرى و زيارتى آذربايجان شرقى است.

 

 فرصتهاي سرمايه گذاري استان اعلام شد

احداث مجتمع‌هاي خدماتي و رفاهي بين راهي، کمپ‌هاي اقامتي، مجتمع‌هاي تفريحي و توريستي، مرمت و بازسازي بناهاي تاريخي و تبديل آنها به اماکن اقامتي و پذيرايي و ساخت هتل از يک تا پنج ستاره ازجمله فرصت‌هاي سرمايه گذاري اين استان است. همچنين احداث، تجهيز و بهره‌برداري از رستوران‌هاي بين راهي و واحدهاي جانبي آن (تجاري)، سفره‌خانه، چايخانه سنتي و کافي‌شاپ از ديگر زمينه‌هاي سرمايه‌گذاري در بخش گردشگري استان آذربايجان شرقي اعلام شده است. کمپ‌هاي گردشگري تبريز، پارک فندقلوي اهر، اينالو کليبر، آب‌گرم اسب‌فروشان سراب، پنج آسياب شبستر، آبگرم چاراويماق، پارک شهداي ميانه، دره‌مکيدي، مجتمع‌هاي تفريحي و سياحتي جزيره اسلامي، بندر شرفخانه، دره‌ليقوان، قوري‌گل، بندر قبادلوي عجب شير و روستاي اووند از اولويت‌هاي سرمايه‌گذاري گردشگري استان اعلام شده است. سه هزار اثر تاريخي و گردشگري در آذربايجان‌شرقي شناسايي شده که از ميان آنها 700 اثر به ثبت رسيده است.
+ نوشته شده در  88/09/14ساعت 19:46  توسط rasoooooooooooool  |